غايب از نظر ما بودى ، و يادگار خاندان ( پيغمبر ) براى ما بودى ، تو عزت بخش ناتوانان ما ، و پناه بينوايان ما و تكيه گاه بزرگان ما بودى ، عدل و داد تو ما را در تمام كارها گرد هم جمع كرد ، نرمش و پرحوصله گى تو در حق را ( به روى ما بگشايد و ) آن را بر ما فراخ گرداند .
هر گاه به تو نظر كنيم مايهء آرامش ما هستى ، و هر گاه به ياد تو افتيم وسيلهء آسايش دل گردى ، كدام كار نيك هست كه تو انجام نداده باشى ؟ و كدام عمل صالحى است كه نكرده باشى ؟
و اگر نبود كه آنچه ما از آن بر تو ترس داريم ( يعنى مرگ ) و كوشش ما در وضع آن بىاثر است و جلوگيرى آن از تحت قدرت ما بيرون است ، و يا ممكن بود كه جان خود و كسانى را چون فرزندانمان كه حاضريم جان خود را فداى آنها كنيم در راه تو نثار كنيم بىشك همه را در پيش رويت نثار ميكرديم و آنها را در گرو وجود عزيزت مينهاديم گرچه اينها در برابر تو اندك است ، و بىچون و چرا هر چه توانائى و قدرت داشتيم در راه نبرد با دشمنان تو و دفاع از سوءقصدكنندگانت به كار ميبرديم .
ولى چه ميتوان كرد در برابر خدائى كه تقديرش را دفع نتوان كرد ، و عزيزى كه مغلوب نگردد ، و پروردگارى كه چيره بر او نتوان شد ، پس اگر خداوند بسلامتى وجود مقدست بر ما منت گذارد ، و ببقاى ذات اقدست بر ما ترحم فرمود ، و اين نگرانى حال تو را بسلامت و تندرستى تبديل كرد و در ميان ما باقى ماندى ، ما در برابر اين نعمت شكر تازه اى از روى بزرگى براى خداى عز و جل بجا آورده و ذكر او را به دل و زبان ادامه دهيم ، و بشكرانهء سلامتى تو نيمى از اموال خود را صدقه داده و نيمى از بندگان خود را آزاد كنيم ، و از نو براى خدا روى فروتنى و كوچكى بر خاك نهيم و در همهء كارهامان خشوع و كرنش را فرو ننهيم .
و اگر خدا نخواهد و تو را ببهشت برين برند ، و راهى را كه بطور حتم بايد رفت به پيمائى در اين
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٠٥