ميخواهيد ؟ ميخواهيد سلطان باشيد ؟ آيا خوشت مىآيد كه مانند طاهر و هرثمه باشى ولى مذهب و عقيده ات بر خلاف آنچه اكنون دارى باشد ؟ عرضكردم : به خدا نه ، من خوش ندارم كه همهء دنيا را پر از طلا و نقره داشته باشم ولى مذهبم بر خلاف آنچه اكنون دارم باشد . فرمود : پس هر كه از شما توانگر است بايد شكر خدا كند ، كه خداى عز و جل فرمايد : « اگر سپاسگزارى كنيد بر شما ( نعمت را ) بيفزايم » ( سورهء ابراهيم آيه 7 ) و نيز خداى سبحانه و تعالى فرمايد : « اى خاندان داود شكرگزارى ( نعمت ) كنيد كه اندكى از بندگان من شكرگزارند » ( سورهء سباء آيهء 13 ) و گمانتان را به خدا نيك كنيد كه امام صادق عليه السّلام ميفرمود :
هر كه گمانش به خدا نيك باشد خداى به همان گمان او رفتار كند . و هر كه به روزى اندك خدا قانع و راضى باشد خداوند عمل اندك او را بپذيرد ، و هر كس به روزى اندك ( خدا ) قانع باشد سبكبار است و خاندانش در نعمت باشند ، و خداوند او را به درد دنيا و داروى آن بينا گرداند ، و او را از اين جهان سالم بسوى آن جهان بيرون برد .
سپس آن حضرت فرمود : ابن قياما چه كرد ؟ ( ابن قياما از واقفه است كه در امامت حضرت رضا عليه السّلام توقّف كرد و مردى خبيث بوده ) گويد : عرضكردم : به خدا او با ما برخورد مىكند و برخوردش خوب است ، فرمود : چرا چنين نكند ( يعنى او براى جلب نفع خود اين كار را مىكند ) سپس اين آيه را خواند :
« پيوسته بنيانى را كه ساختهاند مايهء اضطراب دلهاى ايشان است تا وقتى كه دلهاشان پاره پاره شود » ( سورهء توبه آيهء 110 ) سپس فرمود : ميدانى براى چه ابن قياما سرگردان شد ؟ عرضكردم : نه ، فرمود :
او بدنبال حضرت كاظم عليه السّلام رفت و از سمت راست و چپش آمد و آن حضرت قصد رفتن به مسجد پيغمبر ( ص ) را داشت پس حضرت كاظم به او رو كرد فرمود : چه ميخواهى خدايت حيران كناد .
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٨٩