تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ذو النمرة گفت : پروردگارا من راضى شدم و بعزتت سوگند من هم در عوض براى تو ( در اعمال بدان اندازه ) بيفزايم تا خوشنود شوى .

( داستان آن كسى كه عيسى ع زنده اش كرد )

532 - از امام صادق پرسيدند كه آيا عيسى بن مريم كسى را پس از مردنش زنده كرد بطورى كه خوراك و روزى داشته باشد و عمر دوباره و فرزندى پيدا كند ؟ فرمود : آرى عيسى ( ع ) دوست و رفيقى داشت كه در دين و عقيدهء بخداى تبارك و تعالى برادر ( دينى ) او محسوب ميشد ، و عيسى ( ع ) ( با او رفت و آمد داشت ) به او گذر ميكرد و به خانه اش ميرفت تا اينكه مدتى از او دور شد و پس از آن بسراغ او رفت تا به او سلامى بدهد ، هنگامى كه بدر منزلش رفت مادرش از خانه بيرون آمد ، عيسى ( ع ) از حال آن مرد پرسيد ، مادرش گفت : اى رسول خدا او از دنيا رفت ، عيسى فرمود : ميل دارى او را ببينى ؟ عرضكرد : آرى . عيسى فرمود : چون فردا شود من بنزد تو خواهم آمد و باذن خداى تبارك و تعالى او را برايت زنده ميكنم ، چون فردا شد بنزد آن زن آمد و به دو فرمود : مرا بر سر قبرش ببر ، آن زن بهمراه حضرت سر قبر آن مرد آمدند ، عيسى ( ع ) در آنجا ايستاد و بدرگاه خداى عز و جل دعا كرد ، قبر شكافته شد و پسر آن زنده از قبر بيرون آمد ، همين كه چشم مادر و فرزند به يكديگر افتاد گريستند ، عيسى ( ع ) دلش به حال آن دو سوخت و از اين رو بدان مرد فرمود : آيا دوست دارى با مادرت در دنيا زندگى كنى ؟ عرض كرد : اى پيغمبر خدا آيا بخوراك و روزى و مدتى معين يا بدون خوراك و روزى و مدت ( يعنى مدتى اندك ) ؟