تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
را در سورهء يوسف بيان فرموده ) از خوابهاى پريشان ( و بىتعبير ) بوده ( و بخاطر تعبيرى كه حضرت يوسف عليه السّلام كرد واقعيت پيدا كرد ) ؟ حضرت ابو الحسن عليه السّلام فرمود : زنى در زمان رسول خدا ( ص ) در خواب ديد كه ستون خانه اش شكسته ، پس بنزد رسول خدا ( ص ) آمد و خواب خود را نقل كرد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : شوهرت با حال خوشى از سفر مىآيد ، و شوهر آن زن به سفر رفته بود ، و چنانچه پيغمبر ( ص ) فرموده بود از سفر بازگشت . بار ديگر شوهرش بسفرى رفت و آن زن دوباره در خواب ديد كه ستون خانه اش شكسته باز نزد پيغمبر ( ص ) آمد و خوابش را گفت و حضرت به دو فرمود : شوهرت با خوشى از سفر مىآيد و چنان شد كه فرموده بود . براى بار سوم شوهرش به سفر رفت و آن زن ( همانطور ) در خواب ديد كه ستون خانه اش شكسته اين بار مرد چپ و شومى را ديدار كرد و خوابش را براى او گفت آن مرد بد سرشت به او گفت : شوهرت خواهد مرد ، اين خبر به گوش پيغمبر ( ص ) رسيد فرمود : چرا اين مرد خواب آن زن را خوب تعبير نكرد ! 529 - جابر بن يزيد از امام باقر ( ع ) روايت كند كه رسول خدا ( ص ) ميفرمود : همانا خواب مؤمن ( چون پرنده اى ) ميان زمين و آسمان بر سر صاحبش بال بگشايد تا وقتى كه خودش آن را تعبير كند يا ديگرى مانند خودش آن را برايش تعبير كند ، و چون تعبير شد به زمين آيد ، پس خواب خود را جز براى شخص خردمند باز نگوئيد . 530 - ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : خواب را نبايد گفت