تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كه اهل آسمان دنيا بانگ سگان و آواز خروسان آنها را شنيدند و از همان جا آن شهر را واژگون ساخت و بر آنها و مردمى كه در نزديكى آن شهر بودند سنگ سجيل بباريد . توضيح : مجلسى ( ره ) در جملهء : « و قال الحسن العسكرى ابو محمد . . . » گويد : ظاهر آن است كه لفظ « عسكرى » از طغيان قلم نساخ سر زده ، و در تفسير عياشى - و نيز در آنچه در كتاب طلاق از همين كتاب نيز گذشت - حسن بن على است بدون لفظ ابى محمد ، و از اين رو ظاهر آن است كه مقصود حسن بن على بن فضال بوده بدين ترتيب كه او در اثناى اين حديث آن قسمت را بر وجه تفسير و بيان گفته باشد و كنيهء او نيز ابو محمد بوده است ، و محتمل است كه جملهء : « و قال الحسن العسكرى . . . » از محمد بن يحيى باشد ( كه در رأس سند قرار دارد ) و محمد بن يحيى آن قسمت را از امام عسكرى عليه السّلام در اثناى اين حديث نقل كرده براى توضيح مطلب . . . 506 - محمد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : به خدا سوگند آن كارى را كه حسن بن على عليه السّلام كرد ( از صلح با معاويه سودش ) براى اين امت بهتر بود از آنچه خورشيد بر آن بتابد ، به خدا سوگند اين آيه كه نازل شده : « آيا نديدى آن كسانى را كه بدانها گفته شده بود دست ( از جنگ ) بداريد ، و نماز را به پا داريد و زكات بدهيد » ( سورة نساء آيه 77 ) مقصود از آنها تنها اطاعت و فرمانبردارى از امام است ، ولى ( در مورد امام حسن عليه السّلام كه مردم را به صلح و سازش دعوت كرد آنها گوش نداده و ) طالب جنگ شدند ، و چون در مورد امام حسين عليه السّلام ( و زمان آن حضرت ) جنگ بر آنها مقرر شد « گفتند : پروردگارا چرا پيكار و جنگ را بر ما مقرر داشتى ؟ چرا ما را تا مدتى نزديك مهلت ندادى تا دعوتت را بپذيريم و از رسولان پيروى كنيم . . . » و مقصودشان تأخير آن تا زمان ظهور حضرت قائم عليه السّلام بود .

[ در علم نجوم ]

507 - معلى بن خنيس گويد : از امام صادق عليه السّلام در بارهء علم نجوم پرسيدم كه آيا راست است ؟ فرمود : آرى ، همانا خداى عز و جل مشترى را به صورت مردى به زمين فرستاد و او مردى از عجم را گرفت
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 166 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى