514 - امام صادق عليه السّلام فرمود : چون هنگام مرگ محمد بن اسامة فرا رسيد بنى هاشم بنزدش رفتند و او بدانها گفت : شما خويشاوندى و مقام مرا در پيش خود ميدانيد و من يك بدهكارى دارم كه دوست دارم شما پرداخت آن را به عهده گيريد ؟ حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود : سوگند به خدا كه يكسوم آن را من به عهده ميگيرم و خاموش گشت و كسان ديگرى هم كه حاضر بودند ساكت شدند ، على بن الحسين عليه السّلام فرمود : همه بدهكاريت را من به عهده ميگيرم ، سپس على بن الحسين عليه السّلام فرمود : بدانيد كه چيزى جلوگير من نشد كه در نخستين بار بگويم همه را ضمانت ميكنم جز آنكه خوش نداشتم آنها بگويند : او بر ما پيشى گرفت ( و اگر به عهده نگرفته بود ما پرداخت آن را به عهده ميگرفتيم ) . 515 - ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : ماده شتر رسول خدا كه به « قصواء » معروف بود چنان بود كه چون رسول خدا ( ص ) از آن پياده ميشد افسارش را بگردنش مىانداخت و رهايش ميكرد آن شتر بنزد مسلمانان ميرفت و هر كس چيزى به آن شتر ميداد و طولى نمىكشيد كه سير ميشد ، روزى آن ماده شتر سرش را ميان چادر سمرة بن جندب كرد و او ( بجاى آنكه خوراكى به او بدهد ) عصاى پيكان دارى بر سرش كوفت و سرش را شكست ، آن حيوان از آنجا يكسره بنزد رسول خدا ( ص ) رفت و از سمرة بدان حضرت شكايت كرد .
[ مدت حمل مريم بعيسى - ع - ]
516 - مردى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : همانا مريم عليها السّلام نه ساعت بعيسى حامله شد كه هر ساعتى بجاى يك ماه بود .
517 - عمر بن يزيد گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : مغيرية ( پيروان مغيرة بن سعيد بجلى