« و محمد جز فرستاده اى نيست كه پيش از او فرستادگانى گذشتهاند ( آمده و رفتهاند ) آيا اگر بميرد يا كشته شود به عقب باز گرديد و هر كه به عقب باز گردد ( و از دين برگردد ) به خدا زيانى نزند . . . » تا به آخر آيه ( 144 سورهء آل عمران ) .
مترجم گويد : داستان جنگ احد را ابن هشام بتفصيل در سيره نقل كرده و اين حقير اخيرا آن را به فارسى ترجمه كردهام و بسرمايهء كتابفروشى اسلاميه بطبع رسيده است كه هر كه خواهد به جلد دوم صفحات 85 - 134 از كتاب مزبور مراجعه كند ، و در پاورقى صفحات 105 - 108 در آنجا از روى كتابهاى ديگر اهل سنت مانند سيرهء حلبيه و كامل ابن اثير و ساير كتابهاى آنان نقل كردهايم كه هنگام حمله مشركين بجز على عليه السّلام و ابو دجانة انصارى و چند تن ديگر - كه البته نام ابو بكر در آنها نيست - ديگران فرار كردند و از جمله فراريان عثمان بن عفان و عمر بن خطاب بود ، كه عثمان تا جايى بنام اعوص يا كوهى بنام جعلب رفت و سه روز در آنجا ماند ، و عمر بن خطاب هم تا پشت جبههء جنگ گريخت ، و از ابو بكر هم درگير و دار جنگ و جراحاتى كه برسول خدا ( ص ) رسيد هيچ نامى برده نشده و معلوم نيست در كجا پنهان شده بود ، زيرا اگر در معركهء جنگ جزء دفاعكنندگان از رسول خدا ( ص ) بود ميبايستى مانند ساير مدافعين اقلا يكى دو زخم برداشته باشد ، و همين كه كوچكترين زخمى برنداشته خود دليل بزرگى است بر اينكه او هم بسوئى گريخته ، ولى اهل سنت بخاطر حفظ آبروى او از اين جريان نامى نبردهاند ، گو اينكه برخى از آنها نيز - چنانچه مجلسى ( ره ) از ابن ابى الحديد نقل كرده - گفتهاند جز چهار يا شش نفر كسى پايدارى نكرد و آنها عبارت بودند از : على ، طلحه ، زبير ، ابو دجانة ، عبد الله بن مسعود ، مقداد ، و چنانچه ملاحظه ميكنيد نامى از ابو بكر در ميان نيست .
اين بود ملخص آنچه دانشمندان اهل سنت نقل كردهاند كه البته تفصيل آن را در ترجمه سيرة بايد مطالعه فرمائيد و اما در ميان دانشمندان بزرگوار شيعه اختلافى نيست كه ابو بكر و عمر هر دو جزء فراريان بودند و بلكه همانطور كه از اين حديث شريف معلوم مىشود - و تصادفا از نظر سند هم معتبر است - آنها در آن گير و دار آن سخن ناهنجار را هم بر زبان جارى كردند .
[ داستان صلح حديبيه ]
503 - معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) در غزوهء حديبية بسوى مكه حركت كرد در ماه ذى قعده بود و در ميقاتگاه كه حاجيان محرم ميشوند ( با لشكريان ) احرام بستند و سلاح جنگ بتن كردند ، و چون به آن حضرت خبر رسيد كه مشركين خالد بن وليد را سر راه او فرستادهاند تا او را برگرداند فرمود : مردى را پيدا كنيد كه ما را از بيراهه ببرد ، مسلمانان مردى را