تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
گويند وميتواند برخيزد ونكند خداوند ذلت را در دنيا بر او بپوشاند و در آخرت او را عذاب كند ، و آن چيز نيكى كه به دادن آن بر او منت نهاده ( يعنى ) معرفت ما را از او بگيرد . 16 - يمان بن عبد الله گويد : يحيى پسر ام طويل را ديدم كه در كناسه ( ميدان بزرگ كوفه ) ايستاده و با بلندترين آوازش فرياد ميزد وميگفت : اى گروه دوستان خدا ما بيزاريم از آنچه شما ميشنويد ، هر كه على عليه السلام را سب كند لعنت خدا بر او باد ، ما بيزاريم از آل مروان و آنچه بجز از خدا مىپرستند ، پس صدايش را كوتاه ميكرد و ( آهسته تر ) ميگفت : هر كس اولياء خدا را سب كرد با او ننشينيد ، و هر كه شك دارد در آنچه ما بدان هستيم با او محاكمه نكنيد ، و هر كه از برادرانتان نيازمند به خواهش وگدائى از شما شد به او خيانت كرده ايد ( يعنى پيش از اينكه خواهش كند به او عطا كنيد كه نياز بسؤال پيدا نكند ) سپس ميخواند ( اين آيهء شريفه را ) « همانا ما آماده كرده ايم براى ستمكاران آتشى كه فرا گرفته است بديشان سراپردهء آن و اگر فرياد كنند فريادرسى شوند بآبى چون آهن گداخته ، بريان كند چهره ها را ، چه زشت نوشابه ايست و چه زشت آسايشگاهى » ( سورهء كهف آيهء 29 ) . شرح - يحيى بن ام الطويل مطعمى از اصحاب حضرت زين العابدين عليه السلام است ، وفضل بن شاذان گفته است : در اول كار على بن الحسين عليهم السلام جز پنج نفر نبودند كه از جملهء آنها يحيى بن ام الطويل بود ، و از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : پس از شهادت حسين عليه السلام مردم برگشتند جز سه نفر : ابو خالد كابلى ، ويحيى بن ام طويل ، وجبير بن مطعم ، سپس مردم ( كم كم ) آمدند وپيوستند وفراوان شدند . و از حضرت باقر عليه السلام روايت شده كه حجاج يحيى را خواست وگفت به ابى تراب لعنت كن و دستور داد كه دست و پايش را قطع كنند واو را كشت .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 89 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى