روزى بازپرسى شود جز در سه جا يكى مردى كه در نبرد خود ( با دشمنان دين ) نيرنگ زند كه گناهى بر او نيست ، ديگر مردى كه ميان دو كس را سازش دهد واصلاح كند ، به اين برخورد كند به غير آنچه به ديگرى برخورد كند ، و مقصودش از اين كار اصلاح ميانهء آن دو است ، سوم : مردى كه بزن خود ( يا خانواده اش ) به چيزى وعده دهد و قصد انجام دادن آن را نداشته باشد .
شرح - مجلسى عليه الرحمة گويد : مضمون اين حديث مورد اتفاق ميان عامه وخاصه است سپس حديثهائى در اين باره از عامه ( و اهل سنت ) نيز روايت مىكند .
19 - حضرت صادق عليه السلام فرمود : اصلاحكنندهء ( بين دو نفر يا دو جمعيت ) دروغگو نيست .
20 - عبد الاعلى مولى آل سام گويد : حضرت صادق عليه السلام براى من حديثى بيان فرمود ، پس من به او عرض كردم : قربانت آيا هم اكنون براى من چنين وچنان نه پنداشتى ؟ فرمود : نه ، پس اين حرف بر من گران آمد ، عرضكردم : آرى به خدا سوگند پنداشتى ، فرمود : نه به خدا سوگند نه پنداشتم ، گويد : باز بر من گران آمد عرضكردم : قربانت چرا به خدا سوگند آن را گفتى ؟ فرمود : آرى آن را گفتم مگر ندانى كه هر پندارى در قرآن ( به معناى ) دروغ است .
شرح - بيشتر مواردى كه كلمهء « زعم » وپندار در كلام عرب استعمال شود در مورد موضوعاتى است كه حقيقت ندارد ، مانند اينكه گويند : فلان كس اين گونه مىپندارد يا پنداشت و اساساً بعضى گفتهاند اين لفظ كنايه از دروغ است ، و ديگرى گفته است : بيشتر جاها در باطل استعمال شود ، و از ابن قرطبه حكايت كنند كه گفته است : « زعم » و « پنداشت » در خبرى گويند كه گويند نداند حق است يا باطل ، مجلسى ( ره ) پس از نقل قسمتى از كلمات اهل لغت در اين باره ( كه آنچه بيانكرديم پارهء از آنها است ) گويد : پس از دانستن آنچه گفته شد روشن گردد : كه كلمهء « زعم » و « پنداشت » يا حقيقت لغوى يا عرفى يا شرعى در دروغ است و يا در گفتارى گويند كه از روى گمان يا وهم و بدون دانائى وبصيرت گفته شود ، و نسبت دادن آن به كسى كه گفتارش جز از روى حقيقت و يقين نيست ، رويهء اصحاب يقين نيست ، و به همين اعتبار حضرت « پندار » وزعم را از خود نفى كرده است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 41
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤١