تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
مجلسى ( ره ) در گفتار امام صادق عليه السلام كه در بارهء كلام حضرت ابراهيم عليه السلام فرموده : « اين كلام را بخاطر اصلاح فرمود » گفته است : شايد مقصود ارادهء اصلاح حال قومش بود باينكه آنان را از پرستش بتان برگرداند ، زيرا هنگامى كه شخص خردمند در اسناد شكستن بتان به خود آنها انديشه كند ، و بداند كه شكستن آنها از يك موجودى كه فاقد شعور وعلم وقدرت است سر نزند ، در نتيجه خواهد دانست كه آنها چنين كارى نكرده ، وچنين موجوداتى كه قادر بر دفع زيان وخوارى از خودشان نيستند ، شايستهء پرستش نخواهند بود ، و همين باعث آن گردد كه اينان از اين كردار برگردند و دست از پرستش بتان برداشته خداى يگانه را بپرستند . سپس وجوه ديگرى كه دانشمندان در تفسير اين آيه گفته اند نقل فرمايد كه ذكر تمامى آنها در اينجا موجب تطويل كلام وخارج از وضع ترجمه است ، و براى تتميم فايده بايراد يكى از آن وجوه كه بحديثى از حضرت صادق عليه السلام نيز تأييد شده است ( با مختصر تصرفاتى كه اين بنده در آن نموده ام ) اكتفا مىشود و آن اينست كه در كلام ( حضرت ابراهيم عليه السلام ) تقديم وتأخيرى است وتقدير كلام چنين است : « بلكه بزرگ ايشان كرده است اگر سخن ميگويند ، پس از ايشان بپرسيد » و بنا بر اين اسناد عمل ببزرگ آنها مشروط بر سخن گفتن آنان شده ، و چون سخن نمىگفتند پس فاعل آن نبودند ، وغرض ( آن حضرت از اين طرز گفتار ، وپيچ وخم دادن مطلب با اينكه ترسى از صراحت لهجه در پاسخ آنان نداشت ) اين بود كه بيخردى و سبك مغزى آنان را برخشان بكشد ، و آنان را در پرستش چيزى كه نشنود و نه بيند وقدرت بر تكلم ودفع زيان از خود ندارد سرزنش كند ، وتأييد كند اين وجه را آنچه در كتاب احتجاج روايت شده كه از حضرت صادق عليه السلام در بارهء كلام حضرت ابراهيم عليه السلام پرسش شد ، حضرت فرمود : بزرگ آنها نكرده بود وابراهيم نيز دروغ نگفت ، گفته شد : اين چگونه است ؟ فرمود : جز اين نيست كه ابراهيم گفت : « بپرسيد از آنها اگر سخن گويند » ( و معناى اين كلام اين است كه ) اگر سخن گويند پس بزرگ آنها كرده است ، و اگر سخن نگويند بزرگ آنها كارى نكرده است ، پس آنها كه سخن نگفتند وابراهيم نيز دروغ نگفت ( اين راجع بكلام ابراهيم عليه السلام ) . و اما در بارهء كلام حضرت يوسف عليه السلام گفته است : گويا مقصود اصلاح بين خود وبرادرانش در بارهء نگهداشتن برادرش بنيامين نزد خود ، و گردن نهادن آنها به اين كار بود ، بقسمى كه جاى نزاع براى دو طرف باقى نماند ، و اين ممكن نبود مگر به دو كار ، يكى نسبت دزدى به بنيامين ، و ديگرى دست آويز شدن به حكم پيروان يعقوب در بارهء شخص دزد و آن حكم اين بود كه شخص دزد بايد يك سال به صورت بندهء زر خريدى در اختيار صاحب مال باشد ، ولى در مذهب شاه مصر اين حكم نبود ، وبخاطر آنچه ذكر شد چنين دستورى داد .
18 - عيسى بن حسان گويد : از حضرت صادق عليه السلام شنيدم كه ميفرمود : از هر دروغگو در يك
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 40 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى