سپس آن حضرت به من توجه كرد و فرمود : پسر اشيم ! خداى عز و جل امر را بسليمان بن داود واگذار كرد و فرمود « اينست عطاء ما خواهى ببخش يا نگهدار ، حسابى بر تو نيست - 40 سوره 38 - » و بپيغمبرش صلَّى الله عليه و آله واگذار كرد و فرمود : « آنچه را رسول براى شما آورده بگيريد و از آنچه منعتان كرده باز ايستيد - 7 سوره 59 - » و آنچه برسول خدا صلَّى الله عليه و آله واگذار نموده ، بما واگذار كرده است .
توضيح - علامه مجلسى ( ره ) در اينجا روايت ديگرى هم ذكر مىكند كه خود موسى بن اشيم هم ابتدا همان سؤال را از امام كرده است و جوابى مخالف دو جواب ديگر شنيده است ، از اين جهت در آخر گفت « بر خلاف آنچه به من و دو رفيقم گفته بود » ولى مطابق اين روايت بايد بگوئيم شنيدن خودش را هم به حساب آورده است . ( براى توضيح بيشتر بحديث 540 مراجعه شود ) .
3 - زرارة گويد : من از امام باقر و امام صادق عليهما السلام شنيدم كه ميفرمودند : خداى عز و جل امر خلقش را بپيغمبرش واگذار فرمود ، تا ببيند چگونه اطاعت ميكنند ( پيغمبرش را و چون اطاعت پيغمبر بر نفوس مردم دشوارتر از اطاعت خدا است اجرش بيشتر است - مرآت - ) سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « آنچه را رسول براى شما آورده بگيريد و از آنچه منعتان كرده باز ايستيد - 7 سوره 59 - » .
4 - فضيل بن يسار گويد : شنيدم امام صادق عليه السلام ببعضى از اصحاب قيس ماصر ميفرمود : همانا خداى عز و جل پيغمبرش را تربيت كرد و نيكو تربيت كرد ، چون تربيت او را تكميل نمود ، فرمود : « تو بر خلق عظيمى استوارى - 4 سوره 68 - » سپس امر دين و امت را به او واگذار فرمود تا سياست بندگانش را به عهده گيرد ، سپس فرمود : « آنچه را رسول براى شما آورده بگيريد و از آنچه شما را نهى كرده باز - ايستيد - 7 سوره 59 - »
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 5
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥