تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
اى على ! همانا خدا در باره امامت حجت آورده ، چنان كه در باره نبوت حجت آورده و فرموده : « در كودكى به او حكمت [ داورى ] داديم - 13 سوره 19 - » و باز فرموده : « چون بنيرومندى رسيد » « و چهل ساله شد » پس رواست كه در كودكى به امام حكمت [ داورى ] داده شود چنان كه رواست در سن چهل سالگى به او عطا شود ( بحديث 992 رجوع شود ) . 4 - محمد بن ريان گويد : مأمون براى امام جواد عليه السلام هر نيرنگى كه داشت به كار برد ( تا شايد آن حضرت را آلوده و دنيا طلب نشان دهد ) ولى او را ممكن نگشت ، چون درمانده شد و خواست دخترش را براى زفاف نزد حضرت فرستد ، دويست دختر از زيباترين كنيزان را بخواست و بهر يك از آنها جامى كه در آن گوهرى بود بداد تا چون حضرت بكرسى دامادى نشيند ، در پيشش دارند ، امام به آنها هم توجهى نفرمود . مردى بود بنام مخارق آوازه خوان و تار زن و ضرب گير كه ريش درازى داشت . مأمون او را ( براى اين كار ) دعوت كرد . او گفت : يا امير المؤمنين ! اگر امام جواد مشغول كارى از امور دنيا باشد من ترا در باره او كارگزارى ميكنم ( چنان كه تو خواهى او را به دنيا مشغول ميكنم ) سپس در برابر امام جواد عليه السلام نشست و عرعر خرى كرد كه أهل خانه نزدش گرد آمدند و شروع كرد با سازش ميزد و آواز ميخواند ، ساعتى چنين كرد ، امام جواد عليه السلام به او توجه نميفرمود و براست و چپ هم نگاه نميكرد ، سپس سرش را بجانب او بلند كرد و فرمود : اى ريش بلند ! از خدا بترس ، ناگاه ساز و ضرب از دستش بيفتاد و تا وقتى كه مرد دستش كار نميكرد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 417 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى