شد و برد رسول خدا صلى الله عليه و آله را بكمر بست ، چون نزد قبر رسيد ، لبهايش بهم مىخورد ، سپس با پايش بقبر او زد ، او از قبر بيرون آمد و به زبان فارسى سخن ميگفت ، امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
مگر وقتى تو مردى از عرب نبودى ؟ گفت : چرا ولى ما بروش فلان و فلان مرديم از اين رو زبان ما دگرگون شد .
8 - امام باقر عليه السلام فرمود : چون امير المؤمنين عليه السلام وفات كرد : حسن بن على عليه السلام در مسجد كوفه به پا خاست و حمد و ثناى خدا گفت و بر پيغمبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد . سپس فرمود :
اى مردم در اين شب مردى وفات كرد كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و پسينيان به او نرسند . او پرچمدار رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپش بودند . از ميدان بر نميگشت جز اينكه خدا به او فتح و پيروزى ميداد ، به خدا كه او از مال سفيد و سرخ دنيا جز هفتصد درهم كه آن هم از عطايش زياد آمده بود باقى نگذاشت و ميخواست با آن پول خدمتگزارى براى خانواده اش بخرد ، به خدا كه او در شبى وفات كرد كه يوشع بن نون وصى موسى وفات كرد و همان شبى كه عيسى بن مريم به آسمان بالا رفت و همان شبى كه قرآن فرود آمد .
9 - امام صادق عليه السلام فرمود : چون امير المؤمنين عليه السلام را غسل دادند ، از جانب خانه صدا آمد كه اگر شما جلو تابوت را بگيريد ، از گرفتن دنبالش آسوده باشيد ، و اگر دنبالش را بگيريد از گرفتن
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٥٤