تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
آن نوشته است : سكوت كن و چون علم در پرده شده سر به زير انداز [ نسبت بعلمى كه پوشيده شده سر به زير انداز ] چون او خواست وفات كند و درگذرد ، آن را بمحمد بن على داد ، او مهر پنجم را گشود ، ديد در آن نوشته است : سكوت كن و چون علم در پرده شده سر به زير انداز [ نسبت بعلمى كه پوشيده شده سر به زير انداز ] چون او خواست وفات كند و درگذرد ، آن را بمحمد بن على داد ، او مهر پنجم را گشود ، ديد در آن نوشته است : « كتاب خداى تعالى را تفسير كن و پدرت را تصديق نما ( مثل او خاموشى گزين ) و ارث امامت را بپسرت بده ، و امت را نيكو تربيت كن ، و به حق خداى عز و جل قيام كن ، و در حال ترس و امنيت حق را بگو و جز از خدا مترس » او هم عمل كرد و سپس آن را به شخص بعد از خود داد ، معاذ گويد : من عرضكردم : قربانت گردم ، آن شخص شمائيد ؟ فرمود : اى معاذ ؛ من از چيزى باك ندارم جز اينكه بر وى و عليه من روايت كنى ( يعنى آرى منم ، اما اين خبر را بمخالفين و دشمنان ما مگو ) عرضكردم : من از خدائى كه اين مقام را از پدرانت به تو رسانيده است ، خواستارم كه تا پيش از وفات شما ، مانند آن را با ولادت عطا كند ، فرمود : اى معاذ ؛ چنين كرده است ، عرضكردم : او كيست قربانت گردم ؟ فرمود اين شخص خوابيده ، و با دست خود اشاره بعبد الصالح ( موسى بن جعفر عليه السلام ) كرد كه خوابيده بود . 2 - امام صادق عليه السلام فرمود : خداى عز و جل پيش از وفات پيغمبر ، مكتوبى بر او نازل كرد و فرمود : اى محمد ! اينست وصيت من بسوى نجيبان و برگزيدگان از خاندان تو ، پيغمبر گفت : اى جبرئيل نجيبان كيانند ؟ فرمود : على بن ابى طالب و اولادش عليهم السلام ، و بر آن مكتوب چند مهر از طلا بود ، پيغمبر صلَّى الله عليه و آله آن را بامير المؤمنين عليه السلام داد و دستور فرمود كه يك مهر آن را بگشايد و به آنچه در آنست عمل كند ، امير المؤمنين عليه السلام يك مهر را گشود و به آن عمل كرد ، سپس آن را بپسرش حسن