عليه السلام داد ، او هم يك مهر را گشود و به آن عمل كرد ، سپس او آن را بحسين عليه السلام داد ، او يك مهر را گشود و در آن ديد نوشته است : با مردمى به طرف شهادت برو ، براى آنها شهادتى جز با تو نيست ، و خود را بخداى عز و جل به فروش ، او هم انجام داد ، سپس آن را بعلى بن الحسين عليه السلام داد . او نيز يك مهر گشود و ديد در آن نوشته است : سر به زير انداز و خاموشى گزين و در خانه ات بنشين ، و پروردگارت را عبادت كن تا مرگت فرا رسد ، او هم انجام داد سپس آن را بپسرش محمد بن على عليه السلام داد ، او يك مهر را گشود ، ديد نوشته است : مردم را حديث گو و فتوى ده و جز از خداى عز و جل مترس : هيچ كس عليه تو راهى نيابد ، او هم عمل كرد و سپس آن را بپسرش جعفر عليه السلام داد ، او هم يك مهر گشود ، ديد در آن نوشته است ، مردم را حديث گو و فتوى ده و علوم اهل بيت خود را منتشر كن و پدران نيكوكارت را تصديق نما و جز از خداى عز و جل مترس كه تو در پناه و امانى ، او هم عمل كرد و سپس آن را بپسرش موسى عليه السلام داد ( يعنى من هم عمل كردم و سپس آن را بپسرم موسى عليه السلام خواهم داد ، راوى عبارت را تغيير داده است ) و همچنين موسى به امام بعد از خود ميدهد و تا قيام حضرت مهدى صلَّى الله عليه و آله اين چنين است .
3 - حمران به امام باقر عليه السلام عرضكرد : قربانت گردم به من خبر دهيد كه موضوع نهضت على و حسن و حسين عليهم السلام و قيام ايشان براى دين خداى عز و جل و مصيبتهائى كه ديدند ، از كشته شدن بدست طغيانگران و پيروزى آنها بر ايشان تا آنجا كه كشته شدند و مغلوب گشتند چگونه بود ؟ امام باقر عليه السلام فرمود :
اى حمران : خداى تبارك و تعالى آن مصيبات را بر ايشان مقدر كرد و حكم فرمود و امضاء نمود و حتمى ساخت ، و سپس اجرا كرد ( پس همه آن مصيبات با علم و اجازه خدا بوده ) و على و حسن و حسين از روى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 30
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠