به تو سلام برسانم و فرمود : او پيشواى عدالت و سخاوتست ، مهدى دستور داد پنج هزار دينار بموسى بن جعفر تقديم كنند ، آن حضرت دو هزار دينارش را به من داد و به تمام اصحابش صله بخشيد و با من ( با آنكه نصايح پدرش را نشنيده بودم ) خوب صله رحم كرد . ( نتيجه نقل اين داستان مفصل اينكه ) هر گام نام فرزندان محمد بن على بن الحسين عليهم السلام برده شد : بگوئيد : درود خدا و فرشتگان و حاملين عرش و كاتبين كرام بر آنها باد و امام صادق عليه السلام را از ميان آنها بپاكيزه ترين درود اختصاص دهيد ، و خدا موسى ابن جعفر را از جانب من جزاى خير دهد ، زيرا به خدا كه من بعد از خدا بنده ايشانم .
18 - عبد الله بن مفضل گويد : چون حسين بن على ، كشته شده در فخ خروج كرد و مدينه را به تصرف در آورد ، موسى بن جعفر را براى بيعت طلب كرد ، حضرت تشريف آورد و به او فرمود : پسر عمو ! به من تكليفى مكن كه پسر عمويت ( محمد بن عبد الله ) بعمويت امام صادق كرد ، تا از من چيزى كه نميخواهم سر زند ؟ چنان كه از امام صادق عليه السلام چيزى سرزد كه نميخواست ( مقصود سخنان درشتى است كه ميان آنها رد و بدل شد و اخبارى كه امام عليه السلام به او گفت : كه در حديث سابق بيان گرديد ) .
حسين به حضرت عرضكرد : مطلبى بود كه من بشما عرضكردم : اگر خواهى در آن وارد شو و اگر نخواهى شما را بر آن مجبور نميكنم ، خدا ياور است و سپس خداحافظى كرد .
ابو الحسن موسى بن جعفر هنگام خداحافظى به او فرمود : پسر عمو ! تو كشته خواهى شد ، پس نيكو جنگ كن [ ضربت را جدى بزن ] زيرا اين مردم فاسقند ، اظهار ايمان ميكنند و در دل مشركند و * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * من مصيبت شما جماعت را [ خويشانم را ] به حساب خدا ميگذارم ، سپس حسين خروج كرد و كارش بدان جا رسيد كه رسيد ، يعنى همگى كشته شدند ، چنانچه آن حضرت عليه السلام فرمود .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٨٧