عليه السلام چنين جملاتى صادر شد : « اينست كيفر كسى كه بر خدا نسبت باوليائش گستاخى كند ، او گمان ميكرد مرا خواهد كشت و بدون نسل ميمانم ، چگونه نيروى حق را در باره خود مشاهده كرد ؟ ! و براى آن حضرت در سال 256 پسرى متولد شد كه نامش را » م ح م د « گذاشت .
شرح - زبيرى لقب يكى از اشقياء زمان آن حضرت و از اولاد زبير بوده است كه آن حضرت را تهديد بقتل ميكرده و خدا او را بدست خليفه وقت يا ديگرى كشته است ، بعضى آن را بفتح « ز » و كسر « ب » قراءت كردهاند كه بدون ياء نسبت ، بمعنى مرد زيرك و مكار است و گفتهاند : مقصود خود مهتدى عباسى است كه بدست تركان دربارى كشته شد و تقطيع حروف اسم مبارك امام زمان عليه السلام كه همنام جدش پيغمبر صلَّى الله عليه و آله است ، به جهت اينست كه نام او را بردن جايز نيست . و اما راجع بسال ولادت آن حضرت كه در اين روايت 256 ذكر شده است ، خود مرحوم كلينى در باب مولد امام عليه السلام در سال 255 ذكر مىكند ، ولى اين يك سال اختلاف به جهت اينست كه چون هجرت پيغمبر اكرم صلَّى الله عليه و آله در ماه ربيع الاول بوده بعضى همان سال را سال اول هجرى دانسته و بعضى هجرت را از محرم سال بعد به حساب آوردهاند ، چنانچه شهادت حضرت سيد الشهداء عليه السلام را هم بعضى بسال 60 و بعضى بسال 61 گفتهاند .
6 - ضوء بن على از مردى از اهل فارس كه نامش را برده نقل ، مىكند كه : بسامرا آمدم و بدر خانه امام حسن عسگرى عليه السلام چسبيدم ، حضرت مرا طلبيد ، من وارد شدم و سلام كردم فرمود : براى چه آمده ئى عرضكردم : براى اشتياقى كه به خدمت شما داشتم ، فرمود : پس دربان ما باش ، من همراه خادمان در خانه حضرت بودم ، گاهى ميرفتم ، هر چه احتياج داشتند از بازار ميخريدم و زمانى كه در خانه ، مردها بودند ، بدون اجازه وارد ميگشتم .
روزى ( بدون اجازه ) بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود ، ناگاه در اتاق حركت و صدائى شنيدم ، سپس به من فرياد زد : به ايست ، حركت مكن : من جرأت در آمدن و بيرون رفتن نداشتم ، سپس
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١١٩