خطبه خواندن به نام فاطميان را متوقف كرد و به اسم مقتفى لامر اللَّه عباسى « 1 » و سلطان سنجر « 2 » خطبه خواند و اين رويه را تا زمان مرگش 549 / 1155 ادامه داد . بدين ترتيب او نيز به تبعيت از سياست پدرانش ، پيروى از خلفاى عباسى يا فاطمى و ميزان رابطه اش با آنان را بر اساس منافع و اموالى كه از آنان دريافت مىكرد ، تنظيم نمود . « 3 »
پس از مرگ هاشم ، زمانى كه امارت حرمين در اختيار فرزندش قاسم بن هاشم بن فليته قرار گرفت ( 549 - 557 / 1155 - 1162 ) وى خطبه خواندن به نام مقتفى عباسى و سپس به نام فرزندش مستنجد را در پيش گرفت . « 4 » او نام خليفهء عباسى را نيز بر در كعبه حك كرد و اين زمانى بود كه امير جمال الدين جواد موصلى ، وزير حاكم موصل ، درِ كعبه را در سال 1156 / 550 تجديد نمود ، « 5 » و به « امين الحرمين » ملقّب شد . « 6 » در آن زمان امير مكه ، نزديك شدن به فاطميان و استوار كردن رابطه با آنان را نيز در
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 ، ص 104 ؛ قلقشندى ، صبح ج 4 ، ص 276 ؛ مقريزى ، اتعاظ ، ج 3 ، ص 25
( 2 ) . ابن اثير ، كامل ، ج 11 ، ص 148 ؛ عامرى ، غربال الزمان ، ص 413 ؛ راوندى ، راحة الصدور ، ص 260 ؛ الحسينين ، زبدة التواريخ ، ص 184 ؛ ابن خلكان ، وفيات ، ج 2 ، ص 427 ؛ ابن فهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 511
( 3 ) . غسانى ، العسجد المسبوك ، ص 214 ؛ مالكى ، بلاد الحجاز ، ص 38
( 4 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 ، ص 104 ؛ قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 276 ؛ فاسى ، العقد الثمين ، ج 7 ، ص 32
( 5 ) . عمارة اليمنى ، النكت العصريه ، ص 41 ؛ فاسى ، العقد الثمين ، ج 7 ، ص 33 ؛ ابن فهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 515
( 6 ) . سخاوى ، التحفه ، ج 2 ، ص 379