دورويى پيشه كرده بودند . « 1 » بايد توجه داشت كنيم كه نيروى نظامى سلجوقيان در زمان آلب ارسلان ( 455 - 465 / 1063 - 1072 ) و ملكشاه ( 465 - 487 / 1072 - 1092 ) درست همان چيزى بود كه از مركز خلافت عباسى برخروشيد و يك نيروى معنوى را براى رقابت با فاطميان در امر خطبه خواندن در حجاز پديد آورد . زمانى كه فاطمىها تلاش مىكردند تا نامشان در خطبه در حجاز باقى مانده و حاكميتشان ادامه يابد ، سلجوقيان براى تغيير اين وضعيت و جايگزين كردن نام عباسيان به عنوان زعماى مذهبى و معنوى و نيز ذكر نام سلجوقيان در خطبه حجاز نهايت تلاش خود را به كار گرفتند . سلجوقيان و عباسيان دريافتند كه بهترين وسيله براى دست يافتن به آن اهداف ، ارسال كمكهاى مالى و صله به اشراف حجاز ؛ و در صورت لزوم ، استفاده از منطق زور و تهديد بود ، روش دوم معمولا از طريق ارسال نيروى نظامى به همراه كاروانهاى حج اعمال مىشد كه تحت عنوان حمايت و حفاظت از آنها ؛ و در حقيقت براى خاضع كردن اشراف به مكه فرستاده مىشد ، به ويژه هنگامى كه احتمال داشت شريف نام آنان را از خطبه بيندازد و از تابعيت آنان بيرون برود .
استفاده از روش تهديد ضمنى ، كارى بود كه مقتداى عباسى و ملكشاه سلجوقى انجام دادند . اين اقدام ، به طور معمول زمانى صورت مىگرفت كه شريف قصد داشت از رقابت دو دولت ، استفاده بيشترى ببرد و در عين حال ، استقلال حجاز را در حد امكان حفظ كند ، اما به طور كامل در اين كار موفق نمىشد ، « 2 » زيرا به لحاظ نظامى ، توان مقابله با هيچ يك از دو
هامش
( 1 ) . فاسى ، العقد الثمين ، ج 1 ، ص 442 ؛ ابن تغرى بردى ، النجوم ، ج 5 ، ص 140
( 2 ) . مورتيل ، ريشارد ، الاحوال السياسيه و الاقتصاديه بمكة فى العصر المملوكى ، ص 26