امير مكه مىپرداختند تا آن كه در سال 484 وقتى عباسيان ديدند كه فاطميان موفق شدهاند امير مكه را جذب كنند ، مصمم شدند تا با توسل به زور مسأله را حل كنند . به همين دليل ، سپاهى از تركمانان را به مكه فرستادند . ابوهاشم به سختى با آنان جنگيد ، اما وقتى از پيروزىنوميد شد بهبغداد گريخت . بسا هدفش راضىكردن عباسيان بود . « 1 » فاسى « 2 » به حوادث ديگرى هم اشاره دارد . از جمله آن كه سنىها كه بغدادىها بودند با شيعيان كه مصرىهاى طرفدار فاطميان بودند بارها در مكه به جان هم افتادند و هر كدام تلاش داشتند تا فقط خطبه به نام آنان خوانده شود . پيروزى هم ميان آنها دست به دست مىشد .
ماحصل آنچه گذشت اين كه در روزگار ابوهاشم ، وى پس از يك صد سال ، دوباره شروع به خطبه خوانى براى عباسيان كرد . فاطميان براى بازگشت به وضعيت سابق اموال زيادى صرف كردند و البته پيروزى ميان آنها دست به دست مىشد .
ابن اثير مىگويد « 3 » مدت زمانى كه خطبه به نام عباسيان خوانده شد چهار سال و پنج ماه بود . بسا مقصودش مجموعه زمانهايى است كه عباسيان موفق شدند تا خطبه به نامشان خوانده شود .
شهر مكه در اين دوره ، روزگار سختى را از فشار و گرانى پشت سر گذاشت و اين هم به دليل درگيرىهايى بود كه بر سر منبر اين شهر ضعيف كه اسير دو قدرت بزرگ بود ، صورت مىگرفت . « 4 »
ابوهاشم در آخرين روزهاى خود ، براى عباسيان خطبه مىخواند تا آن كه در سال
هامش
( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 197 .
( 2 ) . العقد الثمين ، ج 1 ، ص 443 .
( 3 ) . كامل ، ج 10 ، ص 83 .
( 4 ) . به نوشتهء سنجارى ، يكى از رخدادهايى اين دوره كه در سال 472 اتفاق افتاد ، درگيرى شيعيان و سنيان بود . در اين سال ، روافض نزد امير مكه محمد بن جعفر علوى شكايت بردند . وى نيز فقيه حرم ، هياج بن عبدالله بن حسين شامى حطينى و جمعى از اهل علم را دستگير كرده سخت كتك زد به طورى كه دو نفر از آنان زير كتك مردند . منائحالكرم ، ج 2 ، ص 236 . اين نشانگر قدرت شيعيان در اين وقت است كه مىتواند مقصود از آنان باشد . « ج »