برخى از مورّخان مىگويند « 1 » كه دليل بازگشت صليحى ، گسترش و با در سپاهيانش بود . بعيد نيست كه اين هم يكى از دلايل بازگشت او باشد . اما مهمترين دليل ، آن بود كه او به هدفش رسيد و مكه را از چنگ سليمانىها درآورد . اين جماعت به عباسيان دعوت مىكردند . او هواشم را بر سركار آورد كه به فاطميان دعوت مىكردند .
ابوهاشم محمد بن جعفر [ 456 - 487 ]
چنين بود كه ابوهاشم كارش را آغاز كرده ، دستور داد تا براى فاطميان دعا كنند ؛ اما مدتى بعد فاطميان به خاطر مشكلات بزرگى كه در مصر پيش آمد ، كمكشان را قطع كردند . ابوهاشم براى مخارج حكومت خويش مجبور به فروش قنديلهاى كعبه و زر و زيور درها و ناودان شد و برخى از اموال تجار مكه را هم مصادره كرد .
پس از آن نظرش بر اين شد تا نام فاطميان را از خطبه برداشته و به نام قائم بامرالله عباسى خطبه بخواند . وى در سال 462 به نام قائم عباسى خطبه خواند . پس از آن به حاكم بغداد نامه نوشته ، خبرش را به او داد . عباسىها سى هزار دينار پول و نيز خلعتهاى فاخر برايش فرستادند . همچنين وظيفهء سالانهاى براى او معين كردند كه به ده هزار دينار مىرسيد . همچنين حاكم بغداد به او نوشت ، اگر امير مدينه يعنى مهنا نيز چنين كند ، سالانه پنج هزار دينار خواهد گرفت . « 2 »
بدين ترتيب كار خطبه خوانى به نام عباسيان از سر گرفته شد ، جز آن كه گفتن « حيّ على خير العمل » در اذان بر اساس مذهب شيعه ادامه يافت . « 3 » عباسيان ، شريف ابوطالب را براى قانع كردن حاكم مكه به آنجا فرستادند . او به مناظرهاى طولانى با او پرداخت تا آنجا كه گفت : اين اذان اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام است . ابوطالب گفت : اين
هامش
( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى .
( 2 ) . كامل ، ج 10 ، ص 21 .
( 3 ) . در بارهء سابقه جملهء « حي على خير العمل در اذان » بنگريد به : الأذان بحي على خير العمل ، ابوعبدالله محمد بنعلى بن حسن علوى ، تحقيق محمد يحيى سالم عزان ، يمن ، 1995 ؛ الأذان بين الأصالة والتحريف ، سيد على شهرستانى ، قم ، مؤسسة الإمام على عليه السلام ، 1424 . « ج »