تا صحت به دليل برسد . والله العالم .
8 : سؤال : آيا شرط است قبض وقبول ، در صحت يا لزوم وقف بر مصارف عامه
مسلمين - چون وقف بر مسجد - يا نه ؟ - ؟ وبر فرض اشتراط آيا شرط است قبض
وقبول از جانب مجتهد يا نايب از قبل مجتهد باشد ( بر فرض امكان ) ؟ يا نه ؟ .
جواب : وجوب " قبول " در وقف بر مصالح عامه ، معلوم نيست . نهايت " قبض "
شرط است در صحت آن ، وثمرى بر آن مترتب نمىشود بدون قبض . وقبض بايد از
ناظر شرعي باشد كه واقف تعيين كرده باشد . واگر ناظرى تعيين نكرده باشد
قبض حاكم يا شخصي كه منصوب باشد از جانب أو ، كافى است .
9 : سؤال : قنات مسمى به " دولت آباد " كه مصرف آب آن در اعصار سابقه به اين
نحو بوده كه بر سر آن آب هفت صد خانه ( تخمينا ) ومساجد ومدارس وحمامات
وغسالخانه بنا شده باشد ، به اين نحو كه أولا آب دو شعبه شود هر شعبه به خانه
جمعى جارى شود ، وصاحبان خانه حياض وباغچه خانه ها به سر آن آب بنا نموده
ودر آن آب تصرف نموده اند ومنازعى نبوده ، مگر وقتي كه آب قنات كم مىشده
در اين وقت چون آب به خانه هاى آخر نمىرسيده دعوى مىكرده اند . لكن دعوى
ايشان انجام نيافته واحدى دعوى ملكيت قنات را ننموده .
وعمل عدول وعلما وصلحا كه در آن آب تصرف مىكرده اند نه بروجه " اجرت
دادن به غير ومصرف رساندن اجرت در مصرفى " بوده . بلكه مجانا تصرف در آن
مىنموده اند . وهرگز در قنات مزبور مهاياتى وقرادادى نبوده بلكه هر خانه از
خانه هاى سر آب به قدر احتياج شرب مىكرده اند وهمچنين تا هر جا وفا كند . واين
امر به دست صاحب خانه ها بوده وكسى ديگر در آن دخل نكرده وگاهى شاربين
" جويا " ئى ( 1 ) تعيين مىكنند كه متصدى خرابى نهرها واجراى آب به خانه هاى
بعيده بشود ، وآن هم ضابطه ندارد هر كس أو را راضى كند از خانه هاى بعيد بعضي
را بر بعضي مقدم مىدارد ، لكن خانه هاى قريب فوهه ( 2 ) هميشه در رفاه هستند
هامش
( 1 ) جويا : ميرآب - در بعضي مناطق " جوى آر " ودر بعضي ديگر " جووار " نيز گفته مىشود .
( 2 ) فوهه : دهانه .