كرده بود ، اما در صلح ، وكيل نكرده بود . مدعى بايد وكالت در صلح را هم اثبات كند .
خلاصه اينكه اين مسئلهها بدون مرافعهء حاكم طي نمىشود ودعوى اجرت المثل در
صورت مرقومه ظاهرا صورتي ندارد . والله أعلم .
2 - سئوال : طلاى مخلوط به مس ، يا غير آن جايز است فروختن به اشرفى مخلوط ،
با علم طرفين به غش وخلط ؟
جواب : بلى جايز است ، خواه مساوى وخواه با زيادتى ودر صورت زيادتى ، در
مقابل طلا مىافتد وثمن آن مىشود وطلا در مقابل خلط . والله العالم .
3 - سئوال : آيا پولهايى كه مخلوط به مس است ومقدار مس آن ، معلوم نيست ،
جايز است معامله به آنها يا نه ؟
جواب : بلى هر گاه طرفين علم به غش وخلط دارند ورواج باشد در معامله ، جايز
است ، هر چند مقدار غش ، معلوم نباشد . وهر گاه معلوم نباشد كه در معامله رواج است يا
نه ، به معنى اينكه زر مغشوش زر نوى باشد كه غش آن بيشتر نباشد ، ولكن در ميان
مردمان مشتبه باشد به آن زر سابق ومعامله ورواج آن به سبب جهالت حال آن باشد ،
مشكل است .
4 - سئوال : بيع موزون ، مثل حلقه يا گوشوارهء طلا بدون وزن صحيح است يا نه ؟
جواب : بيع موزون بدون وزن صحيح نيست وهر يك رجوع به مال خود مىكنند .
5 - سئوال - هر گاه ملكي فيما بين زيد وعمرو ، مشاعا مشترك بوده ، زيد غايب
وعمرو ، قدرى از ملك مزبور را از بابت حصه خود فروخته ، باغچه وعمارت كه فيما بين
ايشان نيز مشاعا مشترك بوده ، به مشترى به درك داده كه هر گاه كاشفي در معامله به
هم رسد مشترى رجوع به درك نمايد .
جواب : فروختن مال مشاع به قدر الحصة ضرر ندارد ودر تقسيم وتصرف در آن از
جانب غايب ، بايد از حاكم شرع ، يعنى مجتهد جامع الشرايط مأذون باشد وأصل بيع ،
صحيح است . واما آنچه به درك داده پس اگر اشكال در سئوال ، از راه اشتراك با غايب
است ، پس اين درك بيمعنى است واگر از راه اين است كه مبادا أصل بيع مستحق غير