تجديد نيت كند ، خالى از اشكال نيست . ولكن اظهر ، صحت است . وهرگاه حج در ذمه
أو مستقر شده بوده است ، در سال آينده حج را اعاده كند وجوبا .
وهر گاه كسى اين عمره را بجا نياورده باشد وبيايد به بلاد خود ، پس بر احرام
خود باقي است . پس هرگاه ممكن شود بايد برگردد وبه همان احرام ، عمره را بجا آورد
وبعد از آن ، حج را بجا آورد ، حتى اينكه هرگاه فرض أو حج تمتع است . چنان كه فرض
أهل عراق آن است ، بايد از مكة بيرون رود ودر يكى از مواقيت عمره احرام گيرد واگر
نتواند در أدنى الحل ، احرام گيرد وعمره تمتع بجا آورد وبعد از آن ، حج تمتع بكند .
وهرگاه ممكن نباشد برگشتن ( از خوف راه وعدم رفيق وأمثال آن ) وخواهد كه محل
شود ، يعنى زن وساير محرمات بر أو حلال شود ، پس حكم اين حكم " مصدده از عمره "
است . ( يعنى ممنوع از عمره به جهت خوف دشمن وأمثال آن ، نه به جهت مرض
وبيمارى ) چنان كه كلام جمعى است ومقتضاى عمومات أدله ونفى عسر وحرج است .
( هر چند آخوند ملا احمد ( ره ) در آيات احكام در اين تأمل كرده ) وحكم مصدود از عمره ،
اين است كه قرباني بكشد به قصد محل شدن وگوشت آن را تصدق كند وجمعى تقصير
را نيز واجب دانستهاند وبعضي تخيير كردهاند ما بين تقصير ، يعنى كم كردن چيزى از
مو ، يا سر تراشيدن . هر چند وجوب اين ، الحال بر حقير ظاهر نيست . لكن أحوط عمل به
آن است به نيت محل شدن . پس زن وساير محرمات بر أو حلال مىشود وبعد برود به
مكة وحج أو ، چنان كه فرض أو است بجا آورد . وجماعي كه كرده است در حال جهالت به
حرمت ، كفاره در آن واجب نيست وأولادي كه به هم رسيده است حلال زاده است .
421 - سؤال : هرگاه كسى وصيت كند كه بعد از فوت من ، زيد را أجير كنيد از
براي من حج كند ومفروض اين است كه زيد ، خود مستطيع است . آيا واجب است قبول
يا نه ؟ وبر فرض قبول ، هرگاه بگويد من مىروم به مكة وحج خود را بجا مىآورم ودر
آنجا مىمانم ودر سال ديگر ، حج مىكنم ، آيا جايز است از براي أجير اين عمل واز براي
وارث ووصى جايز است اكتفا به همين يا نه ؟
جواب : كسى كه در ذمه أو ، حج واجب هست كه در آن سال كند ومتمكن هم