تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
دعا كنيد كه خداوند شهادت را نصيب من كند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى او دعا كردند و او در واقعهء احد شهيد شد . واقدى مىگويد جابر مىگفت : هنگامى كه پدرم شهيد شد ، عمه‌ام بسيار گريه مىكرد . پيامبر پرسيد : او براى چه اين‌قدر گريه مىكند ؟ فرشتگان با بال‌هايشان روى او سايه مىانداختند تا اينكه دفن شد . « 1 » عبد اللّه بن عمرو بن حزام مىگويد : شب قبل از روز جنگ احد ، مبشر بن عبد المنذر ، يكى از شهداى بدر ، را در خواب ديدم كه به من مىگفت : تو يك روز به سوى ما مىآيى . به او گفتم : شما كجا هستيد ؟ گفت : در بهشتيم ، در اينجا هرطور كه مىخواهيم تفريح مىكنيم . به او گفتم : آيا تو در جنگ بدر كشته شدى ؟ گفت : آرى ، ولى پس از كشته شدن بود كه زنده شدم . اين خواب را براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله تعريف كردم . پيامبر فرمود : اين شهادت است ، اى جابر ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز احد فرمود : عبد اللّه بن عمرو بن حزام و عمرو بن جموح را در يك قبر دفن كنيد . اين دو همديگر را خواهند يافت و در آينده آنها مثال‌زدنى خواهند شد . آن دو را تكه‌تكه كرده بودند ، پس پيامبر نيز فرمود : آن دو را در يك قبر دفن كنيد . واقدى مىگويد : قبر آن دو در وادى السيل ( راه سيلاب ) بود . سيل قبر آن دو را خراب كرد و روى آن دو كساء و ردايى انداخته بودند . عبد اللّه در
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 14 ، ص 393 .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 212 | الشيخ عباس القمي / راشدى