بودند .
قضيهء دو آهوى كعبه چنين است كه پس از آنكه خداوند ابراهيم و اسماعيل را فرمان داد تا كعبه را بسازند و ايشان نيز همان كار را كردند ، اسماعيل در مكه و در كنار خانهء كعبه به زندگى ادامه داد .
بعد از او فرزندش نبت آنجا بود . زمانى كه نبت مرد ، چون اسماعيل پسر ديگرى نداشت ، بر سر ولايت و سرپرستى خانه كعبه نزاع درگرفت و طايفهء جرهم پيروز شد . مضاض اولين كسى بود كه از طايفهء جرهم به سرپرستى كعبه منسوب شد . بعد از او پسرش به سرپرستى كعبه گماشته شد تا اينكه جرهميان سركشى و تجاوز كردند و حرمت خانهء كعبه را شكستند ؛ به هركسى كه داخل مكه مىشد ظلم مىكردند و حتى گفته شده است كه اساف و نائله درون خانه كعبه زنا كردند و دو سنگ كعبه ترك برداشت .
در آن موقع ، طايفهء خزاعه بعد از پراكنده شدن فرزندان عمرو بن عامر از يمن ، در تهامه اقامت داشتند . خداوند بيمارى را بر سر طايفهء جرهم نازل نمود كه عدهاى از آنان هلاك شدند . طايفهء خزاعه نيز تصميم گرفت تا باقىماندهء طايفهء جرهم را كوچ دهد . در آن موقع ، رئيس خزاعه عمرو بن ربيعة بن حارثه بود .
دو طايفه با يكديگر جنگيدند . وقتى كه عامر بن الحارث الجرهمى احساس كرد كه به زودى شكست مىخورند ، به خانهء كعبه پناهنده شد و با دو آهوى كعبه و حجر الاسود خارج شد و درخواست توبه و بخشش كرد .
او چنين مىگفت : آيا مهم نيست كه جرهميان بندگان تواند ؟ ! اى صاحب خانه ، مردم همگى در يك طرفاند و جرهميان از گذشته نزد تو ماندهاند .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٧١