و روايت شده است كه روزى پيرزنى بر پيامبر داخل شد و پيامبر با آن پيرزن بسيار مهربانى كرد . وقتى كه پيرزن از خانهء پيامبر خارج شد ، عايشه دربارهء پيرزن پرسيد و پيامبر فرمود : اين پيرزن در زمانى كه خديجه زنده بود ، نزد ما مىآمد و همانا كه حسن عهد از ايمان است . « 1 »
در بزرگى خديجه همين بس كه چنين روايت شده است : جبرئيل به پيامبر گفت : سلام خداوند و سلام من را به خديجه برسان . « 2 »
او اولين زنى بود كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورد و على عليه السّلام مىفرمايد : در اوايل اسلام تنها خانوادهء مسلمان ، پيامبر و خديجه بودند و من هم سومين نفر بودم . « 3 »
و از كتاب انجيل در توصيف نبى صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه نسل آن پيامبر از زنى مباركه است ، يعنى صديقهء طاهره و فاطمه زهرا عليها السّلام ، و او به همراه مادرش در بهشت هستند .
ويرانى كعبه مقدس توسط قريش و بناى مجدد آن
هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سى و پنج ساله بود ، قوم قريش كعبه را خراب كرد .
ابن الاثير در الكامل مىگويد : دليل خراب كردن كعبه اين بود كه كعبه داراى سنگهاى بسيار بزرگى بود كه بناى آن سست شده بود ، پس قريش خواستند كعبه را بلندتر كنند و براى آن سقفى بسازند . اين عمل هم به اين علت بود كه افرادى از قريش و غير قريش گنجينهء كعبه را سرقت كردند .
در آن گنجينه دو آهوى طلايى وجود داشت كه در چاهى درون كعبه
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، ج 13 ، ص 192 ، رقم 37765 .
( 2 ) . فضائل الصحابة ، ص 75 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، ص 300 .