معامله كرده و كسى كه به احدى ظلم كرده است داخل آن نشود . و گفته شده است كه وليد بن مغيره اين مطالب را گفت .
مردم از خراب كردن آن حذر كردند . پس وليد بن مغيره گفت : من شروع مىكنم به خراب كردن كعبه ، پس تيشه را برداشت و با آن كعبه را خراب كرد .
آن شب ، همگى مردم نگران بودند و مىگفتند : منتظر مىمانيم ؛ اگر بر سر ما بلايى نازل شد ، چيزى از خانهء كعبه را ويران نمىكنيم .
اما وليد شب را به سلامت گذراند و دوباره به سراغ كار ديروز خود رفت . وليد ، در حالى كه مردمى او را همراهى مىكردند ، تمام خانه را خراب كرد ، تا اينكه به پى و اساس كعبه رسيدند . سپس به سنگ سبزرنگى رسيدند و مىخواستند تا با كمك همديگر آن را بردارند ؛ مردى از قريش ديلم را بين دو سنگ نهاد تا به آن وسيله سنگ را از ديگرى جدا كند . همين كه سنگ تكان خورد ، مكه با همهء بناهايش لرزيد .
مردم براى بناى مجدد كعبه سنگهايى جمع كردند و شروع به ساختن كردند تا اينكه به موضع ركن رسيدند . هر قبيله مىخواست كه خود آن را به سوى جايگاهش بالا ببرد تا اينكه نزاع و كشمكش بالا گرفت و نزديك بود كه جنگ و خونريزى رخ دهد . فرزندان عبد الدار با ظرفى پر از خون وارد شدند . سپس آنها و فرزندان عدى بر مرگ پيمان بستند و دستهايشان را در آن ظرف خون گذاشتند . به همين علت ، آنها را خونليسان ناميدند .
چهار شبانهروز به همين صورت گذشت . سپس با يكديگر به مشورت پرداختند . ابو امية بن مغيره كه در قريش مسنتر از همه بود گفت : بگذاريد تا اولين كسى كه از در مسجد داخل كعبه مىشود ، بين شما حكم كند .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٧٤