در حالى كه مادرش به او حامله بود .
بحيرا به ابو طالب گفت : راست گفتى ! با اين نوجوان به شهر خود برگرد و او را از يهود دور نگه دار ؛ به خدا قسم ! وقتى كه يهودىها او را ببينند و آنچه را كه من فهميدم بفهمند ، حتما سعى مىكنند تا به او آسيب بزنند .
بدان كه او داراى شأن عظيم و بلندمرتبهاى است .
پس ابو طالب ، وقتى كه از تجارت در شام فارغ شد ، به همراه پيامبر به سرعت به مكه بازگشت . « 1 »
محمد صلّى اللّه عليه و آله در سن بيست و پنج سالگى با خديجه بنت خويلد عليها السّلام ازدواج كرد ، در حالى كه خديجه چهل ساله بود . « 2 »
شيخ كلينى ، به سند خود ، از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه وقتى پيامبر خواست با خديجه بنت خويلد ازدواج كند ، به همراه ابو طالب از اهل بيتش و يك نفر ديگر از قريش به سراغ ورقه بن نوفل ، عموى خديجه ، رفتند .
ابو طالب شروع به سخن كرد و گفت : شكر مخصوص خداى اين خانه است ؛ همان كسى كه ما را از فرزندان ابراهيم و از نوادگان اسماعيل قرار داد و ما را در حرم امن جاى داد ، ما را بر مردم حاكم گردانيد و ما در سرزمينى كه در آن زندگى مىكنيم ، مبارك قرار داد . پسر برادرم ( يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) كه هيچ مردى از قريش با او سنجيده نمىشود ، مگر اينكه محمد بر او برترى دارد و هيچ مردى با او قياس نمىشود ، مگر اينكه
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 32 .
( 2 ) . در اينجا قول ديگرى نيز وجود دارد كه پيامبر در سن 28 سالگى ازدواج نمود .
المستدرك ، ج 3 ، ص 182 .