تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
على بن زيد مىگويد : از امر زبير به من خبر رساندند ؛ او را در حالى كه بر سينه‌اش پر از جاى تير و نيزه بود ، ابن جرموز در روز جنگ جمل كشت . « 1 » و اما سائب بن صفية نيز اسلام آورد و در جنگ احد ، خندق و ساير نبردها همراه پيامبر بود و در روز يمامه كشته شد . « 2 » در اينجا ، ذكر اولاد عبد المطّلب به پايان رسيد ؛ بازمىگرديم به ذكر احوال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در سن نه سالگى ، به همراه عموى خويش ، ابو طالب ، به سوى شام سفر كرد . همچنين گفته شده است كه پيامبر در سن سيزده سالگى به شام سفر كرد . هنگامى كه پيامبر در سرزمين بصرى از نواحى شام پياده شد ، در آنجا راهبى به نام بحيرا بود كه در صومعه‌اى زندگى مىكرد . وقتى كه آثار نبوت را از سايه‌گسترانى ابرها بر سر پيامبر و اين‌كه شاخه‌هاى درختان خود را به زير پاى وى مىرساندند مشاهده كرد ، از پيامبر سؤال‌هايى دربارهء چگونگى حال او در خواب و بيدارى پرسيد و تمامى احوال او را با اوصاف نبوت مطابق ديد . سپس مهر نبوت را در ميان دو كتف ايشان مشاهده نمود و از عموى او ، ابو طالب ، پرسيد : اين نوجوان چه نسبتى با تو دارد ؟ گفت : پسرم است . بحيرا جواب داد : فكر نمىكنم كه پدر او زنده باشد . ابو طالب گفت : همانا كه او پسر برادرم است . پدر او وفات يافت ،
هامش
( 1 ) . فيض القدير شرح الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 654 . ( 2 ) . و او به نام خطيب انصار ناميده مىشد . رجال الطوسى ، ص 30 .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 166 | الشيخ عباس القمي / راشدى