تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
مغيرة بن نوفل كه كنيه‌اش ابا يحيى بود ، در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و قبل از هجرت به دنيا آمد . بعضى نيز مىگويند كه بعد از هجرت به دنيا آمد و فقط شش سال از حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را درك كرد . مغيره همان كسى است كه ابن ملجم ( لعنت خدا بر او باد ) را پس از ضربتى كه بر فرق امير المؤمنين عليه السّلام وارد كرد ، دستگير كرد ؛ قطيفه‌اى به سر او زد و او را به زمين زد و روى سينه‌اش نشست ، شمشيرش را گرفت و او را زندانى كرد تا زمانى كه امير المؤمنين عليه السّلام شهيد شد . مغيره در زمان عثمان قاضى بود و در جنگ صفين ، در ركاب امير المؤمنين عليه السّلام حاضر بود . بعد از شهادت ايشان ، با امامة دختر ابى العاص بن الربيع ازدواج كرد و پسرى به نام يحيى به دنيا آورد . « 1 » عبيد اللّه و سعيد دو پسر نوفل بودند كه علما از آنها روايت نقل مىكنند . عبد الرحمن و ربيعه دو پسر ديگر نوفل بودند كه فرزندى نداشتند و روايتى از آنها نقل نشده است . « 2 » ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب پسر عموى ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود كه كنيه‌اش ابا اروى بود . او زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را درك كرد و ايشان در روز فتح مكه دربارهء او فرمود : اى مردم ، بدانيد كه هرگونه انتقام‌جويى كه از زمان جاهليت باقى مانده است ، زير پايم قرار دارد و نبايد اين موضوعات پىگيرى شود . همانا اولين خونى را كه من زير پا مىگذارم و پىگيرى نمىكنم خون ربيعة بن حارث است ؛ « 3 » و « 4 » پسر ربيعه در زمان جاهليت كشته
هامش
( 1 ) . ذخائر العقبى ، ص 245 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . عبد اللّه بن عمر گفت : هنگامى كه در اواسط ايام تشريق ، سورهء نصر بر پيامبر نازل شد ، ايشان بر مركب خود ، عضباء ، سوار شد و حمد و ثناى الهى را بجا آورد و فرمود : اى مردم !