تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
مىداريم . و آيهء مورد بحث بدين مناسبت نازل گرديد . مقاتل گويد : يهود گفتند جبرئيل با ما مخالف است ، زيرا دستور داشت نبوت را براى ما بياورد و بيرون از ما برد . و آيهء مورد بحث در جواب ايشان فرود آمد .
وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ . . .
( آيهء 99 ) . ابن عباس گويد : اين پاسخ عبد اللّه بن صورياست كه به پيغمبر ( ص ) گفت : آنچه آوردى ما سابقه‌اش را نداريم و به رسميت نمىشناسيم . نشانهء روشنى بيار تا پيرويت كنيم ؛ و آيهء بالا آمد .
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ . . .
( آيه 102 ) محمد بن عبد العزيز قنطرى با اسناد از عمران بن حارث روايت مىكند كه نزد ابن عباس بوديم ، گفت : يكى از شياطين از آسمان سخن وحى را مىدزديد و پس از آنكه با يك كلمهء حق [ و پيشگويى درست ] آزموده مىشد هفتاد دروغ به خورد مردم مىداد و دل‌ها را مىربود . سليمان بر اين امر وقوف يافته آن را از وى گرفت و زير تخت در خاك كرد . پس از مرگ سليمان شيطان نزد مردم آمده گفت : آيا مىخواهيد شما را به گنج بىنظير و دست‌نيافتنى سليمان راه بنمايم ؟ گفتند : آرى ، گفت : زير تخت است . بيرون آريد . بيرونش كشيدند و گفتند : اين سحر سليمان است كه با آن همهء جانداران را مسخّر كرده بود ؛ و خدا در آيهء مورد بحث سليمان را تنزيه فرموده است . كلبى گويد : شياطين از زبان آصف بن برخيا جادو و نيرنجات نوشته روى آن چنين عنوان نگاشتند : « هذا ما علم آصف بن برخيا الملك » و در حالت نزع سليمان زير سجاده‌اش در خاك كردند و سليمان ملتفت نشد . پس از مرگ سليمان آن را از زير جا نماز سليمان بيرون آورده گفتند : اين است سرّ تسلط سليمان بر شما . آن را بياموزيد . چون علماى بنى اسرائيل آن سخن شنيدند گفتند : معاذا الله كه اين حكمت سليمان باشد . اما عاميان گفتند اين علم سليمان است و به آموختن آن روى نهادند و كتب انبياء را كنار گذاشتند و نام سليمان به سحر شهرت يافت و بد نام شد و همچنان بود تا خدا ، محمد ( ص ) را به پيامبرى برانگيخت و عذر پاكى و بىگناهى سليمان از آن اتهام به وحى بر زبان پيامبر جارى شد كه
ما كَفَرَ سُلَيْمانُ
« 1 »
وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا ، يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ
.
هامش
( 1 ) . در تورات ، كتاب اول پادشاهان باب يازدهم ( 5 - 7 ) آمده است : « و در وقت پيرى سليمان واقع شد كه زنانش دل او را به پيروى خدايان غريب مايل ساختند و دل او مثل پدرش داوود با يهوه خدايش كامل نبود / پس سليمان در عقب عشتورت خداى صيدونيان و در عقب ملكوم خداى عموّنيان رفت / و سليمان در نظر خداوند شرارت ورزيده مثل پدر خود داوود ، خداوند را پيروى كامل ننمود » . - م .