نشسته بودند و ماندنشان به درازا كشيد و پيغمبر ( ص ) ناراحت بود ، امّا از فرط حيا چيزى نمىگفت ، و اين آيه نازل شد و حضرت بين خودش و من « 1 » پرده را فرو آويخت .
بخارى و مسلم نيز اين روايت را آوردهاند .
اسماعيل بن ابراهيم واعظ با اسناد از انس بن مالك روايت مىكند كه همراه پيغمبر ( ص ) بودم و به حجرهها سر مىكشيد ، به حجرهاى رسيد كه عدهاى نشسته بودند صحبت مىكردند . حضرت باز گشت و وارد حجرهء خود شد و پرده را فرو افكند . انس گويد ؛ رفتم و با ابو طلحه ماجرا را در ميان گذاشتم . گفت اگر حرف تو راست باشد آيهاى دربارهء ما نازل مىشود ، و آيهء بالا نازل گرديد .
احمد بن حسن حيرى با اسناد از انس و او از عمر روايت مىكند كه به پيغمبر ( ص ) گفتم : آدمهاى بد و خوب بر تو وارد مىشوند . كاش همسران خود را امر به حجاب مىكردى . و آيهء حجاب نازل گرديد . بخارى نيز به طريق خود اين روايت كرده است .
ابو حكم جرجانى ضمن اجازهء شفاهى كه به مؤلف داده با اسناد از مجاهد روايت كرده است كه پيغمبر ( ص ) روزى با بعضى اصحاب طعام مىخورد و عايشه هم آنجا بود .
دست يكى از اصحاب به دست عايشه خورد و پيغمبر ( ص ) را خوش نيامد . پس آيهء حجاب نازل گرديد .
وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً . . .
( آيهء 53 ) . عطاء از ابن عباس روايت مىكند كه يكى از سران قريش گفت : اگر پيغمبر ( ص ) بميرد عايشه را مىگيرم . آيه [ در تحريم ابدى ازدواج با بيوگان پيغمبر ] نازل شد .
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ . . .
( آيهء 56 ) . ابو سعيد با اسناد از كعب بن عجرة روايت مىكند كه به پيغمبر ( ص ) گفتند : سلام بر تو را دانستيم چيست ، صلوات چگونه است ؟
اين آيه نازل گرديد .
عبد الرحمن بن حمدان عدل با اسناد از اصمعى روايت مىكند كه از مهدى [ عباسى ] بر منبر هبره شنيدم مىگفت : خدا به شما دستورى داد ، كه اول خودش و دوّم ملائكهاش انجام دادهاند . آنجا كه مىفرمايد : « خدا و فرشتگانش بر پيغمبر ( ص ) درود مىفرستند ، اى كسانى كه ايمان آوردهايد بر او درود بفرستيد و سلام كنيد با تمام آداب . » خدا پيام آور شما را از ميان پيام آوران بدين امتياز مشرّف داشته و از ميان همهء آدميان شما را به عنوان امّت
هامش
( 1 ) انس خادم مخصوص پيغمبر ( ص ) بوده است و ام سليم كنيهء مادر اوست .