تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
مايل بود نزد خود جا دهد و نوبت هر يك را خواست به تأخير اندازد ، و زنان پيغمبر ( ص ) راضى شدند بر اينكه صاحب نوبت باشند يا نباشند ، و اينكه برخى از لحاظ نفقه و معاشرت امتياز داشته باشند ، هرطور پيغمبر ( ص ) بخواهد عمل كند . و همگى رضايت دادند و البته پيغمبر ( ص ) با آن وسعت نظر و اختيار كه خدايش داده بود همه را بهرهء برابر قرار داد . ابو عبد اللّه محمد بن ابراهيم مزكى با اسناد از عايشه روايت مىكند كه بعد از نزول آيهء مورد بحث ، حضرت در نوبت يكى از زنان اگر مىخواست نزد ديگرى برود از صاحب نوبت اجازه مىگرفت . راوى از عايشه پرسيد : تو ( در اين گونه موارد ) چه جواب مىدادى ؟ عايشه گفت : پاسخ مىدادم كه اگر اختيار با من است هيچ كس را بر خود مقدم نمىدارم و ترجيح نمىدهم . بخارى و مسلم نيز اين روايت را هر يك به طريق خود آورده‌اند . به گفتهء بعضى مفسران ، وقتى آيهء تخيير نازل شد ، زنان حضرت از طلاق ترسيدند و گفتند : اى پيغمبر خدا از مصاحبت خودت و سهم نفقه ، هر قدر مىخواهى به ما اختصاص بده و ما را به همين حال بگذار و آيه مورد بحث نازل گرديد [ كه « نوبت هر يك را خواهى به تأخير اندازى و هر يك را خواهى نزد خود جا دهى ، و اگر از بعضى كناره ميجستى او را بطلبى ، گناهى بر تو نيست و همين نزديك‌ترين راه است براى خرسندى آنان كه غمگين نباشند و به هر چه مىدهى خشنود باشند ، و خدا از درون دل شما ( مرد و زن ) خبر دارد و دانا و دير خشم است » ] . عبد الرحمن بن عبدان با اسناد از عايشه روايت مىكند كه زنان پيغمبر ( ص ) مىگفتند : آيا زنى شرم نمىكند از اينكه خود را واگذار كند ؟ [ در بخشى از آيهء 50 همين سوره آمده است :
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ
] آيه نازل شد : « نوبت هر يك را خواهى به تأخير اندازى و هر يك را خواهى نزد خود جا دهى » عايشه به حضرت گفت : « مىبينم پروردگارت زود خواهش ترا بر مىآورد . » بخارى و مسلم نيز اين روايت را آورده‌اند .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ . . .
( آيهء 53 ) . اكثر مفسران گفته‌اند : پيغمبر ( ص ) در شب زفاف با زينب دختر جحش ، وليمه خرما و قاووت داد و گوسفند كشت . انس گويد : مادرم ام سليم يك ظرف كوچك سنگى محتوى حيس [ مخلوطى از خرما و روغن و آرد ] براى حضرت فرستاد و پيغمبر ( ص ) به من فرمود : اصحاب را به طعام دعوت كن . و اصحاب مىآمدند و مىخوردند و مىرفتند . تا اينكه گفتم يا رسول اللّه ( ص ) كسى نمانده است . فرمود : سفره‌تان را جمع كنيد ، جمع كردند و همه رفته بودند جز سه نفر كه به صحبت