تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
پيغمبر ( ص ) فرمود : حاشا ، او سر تا پا سرشار از ايمان است و گوشت و خونش با ايمان عجين شده . و عمّار گريان نزد پيغمبر ( ص ) آمد . حضرت به دست خويش اشك از ديدهء عمار سترد و فرمود : اگر باز شكنجه‌ات كردند همان كلمه را بگو . مجاهد گويد اين آيه دربارهء گروهى از مؤمنان است كه در مكه مانده بودند و مسلمين از مكه نامه نوشتند كه هجرت كنيد و تا مهاجرت نكنيد ما شما را از خودمان نمىدانيم ؛ و آنان به قصد مدينه از مكه بيرون آمدند و در راه گرفتار قريش گرديده ، بر اثر شكنجه اجبارا كفر گفتند .
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا . . .
( آيهء 110 ) . قتاده گويد شنيده‌ايم كه چون آيه آمد اسلام اهل مكه پذيرفته نيست مگر هجرت كنند ، مسلمانان مدينه قضيه را به ياران مكى نوشتند و مسلمانان مكه با دريافت پيام از مكه بيرون شدند . اما مشركين به آنان رسيده بازشان گرداندند و آيهء اول سورهء عنكبوت نازل شد ، و آن آيه را مسلمانان مدينه به مكه نوشتند . مسلمانان مكه همپيمان شدند كه از شهر بيرون روند و اگر مشركان مزاحم شدند با آنان بجنگند كه يا نجات يابند يا شهيد شوند . و مشركان به ايشان رسيدند و جنگ در گرفت و بعضى مسلمانان مهاجر شهيد شدند و برخى نجات يافتند . آيهء مورد بحث در شأن اينان نازل گرديد .
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ . . .
( آيهء 125 - 127 ) . ابو منصور محمد بن محمد منصورى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه چون مشركان از احد برگشتند پيغمبر ( ص ) بر سر كشتگان رفت و منظره‌اى ناراحت كننده ديد . حمزه را ديد با شكم دريده و بينى بريده و گوش شكافته . فرمود اگر نه اين بود كه زنان غمگين مىشوند و اگر بيم اين نبود كه سنت شود جسد را به همين حال مىگذاشتم بماند تا خداوند از شكم درندگان و لاشخورها محشورش كند و فرمود هفتاد تن از مشركان را به قصاص حمزه مىكشم ! آنگاه عبا خواست و روى حمزه را پوشاند ؛ پاهايش بيرون بود روى آن نيز قدرى گياه خوشبو ريخت آنگاه به نماز ايستاد و ده تكبير گفت و كشتگان را يك يك مىآوردند و پيغمبر ( ص ) بر ايشان نماز مىخواند و جسد حمزه بر جاى بود بدين گونه هفتاد بار نماز بر او خوانده شد ، چه شهداى احد هفتاد تن بودند . پس از فراغت از دفن اجساد ، آيات 125 تا 127 نحل نازل گرديد و پيغمبر ( ص ) طبق دستور آيه صبر ورزيد و كسى را مثله نكرد . اسماعيل بن ابراهيم واعظ با اسناد از ابو هريره روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) بالاى