وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً . . .
( آيهء 38 ) . كلبى گويد يهود بر رسول اللّه ( ص ) گذشتند و گفتند اين مرد را مقصد و مشغلهاى جز زن گرفتن و كامجويى نيست ، و اگر چنانچه دعوى مىكند پيغمبر ( ص ) مىبود امر نبوت ، او را از سرگرمى با زنان باز مىداشت . اين آيه در جواب نازل شد كه پيغمبران پيشين نيز [ اكثرا ] زن داشتند .
سورهء حجر
وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ . . .
( آيهء 24 ) . نصر بن ابى نصر واعظ با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه زنى زيبا در انتهاى صف زنان پشت سر پيغمبر ( ص ) نماز مىخواند و بعضى مردان به صف اول مىرفتند كه چشمشان به آن زن نيفتد و بعضى در صف آخر مىايستادند و موقع ركوع از زير بغل ، او را ديد مىزدند - و ابن عباس نشان داد كه چگونه - و آيه اشاره به اين قضيه داد كه « ما از حال پيشى گيرندگان و جلو ايستادگان شما با خبريم و از حال عقب ايستادگان و تأخير كنندگان شما هم با خبريم » .
ربيع بن انس گويد : پيغمبر ( ص ) مسلمانان را تشويق به صف اول مىكرد در نتيجه اطراف پيغمبر ( ص ) شلوغ شد . بنى عذره كه منزلشان دور بود گفتند خانه را بفروشيم و نزديك مسجد بخريم . آيهء بالا نازل شد - كه نيتشان مأجور و مشكور است .
وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ . . .
( آيهء 47 ) . عبد الرحمن بن حمدان بن عدل با اسناد از كثير النوا روايت مىكند كه به ابو جعفر [ ظ : امام باقر ( ع ) ] گفتم كسى از على بن حسين ( ع ) روايت كرده آيهء بالا دربارهء ابو بكر و عمر و على نازل شد كه « هر گونه كينه و دشمنى را از سينهشان زدوديم و همچون برادر ، برابر هم بر تختهاى بنشينند » . فرمود آرى به خدا وصف آنهاست و آيه در حق آنها نازل شده . پرسيدم چه دشمنى داشتهاند ؟ فرمود : كينهاى كه در جاهليت بين تيم و عدى و بنى هاشم بود چون اسلام را پذيرفتند و دعوت برادرى را اجابت كردند ، چنان شدند كه روزى ابو بكر را درد خاصره گرفت ، على دست گرم مىكرد و خاصره ابو بكر را مالش مىداد ؛ و اين آيه نازل شد .