تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
مجددا فرمود برو او را بخوان . مرد رفت و گفت : رسول اللّه ( ص ) ترا مىطلبد آن فرعون عرب گفت : اللّه چيست ؟ از طلاست يا نقره يا مس ؟ مرد باز گشت و ماجرا باز نمود ، و اظهار داشت گفته بودم كه وى سركش و نافرمان است . پيغمبر ( ص ) فرمود باز برو و او را بخوان . مرد رفت و همان حرف را شنيد و باز گشت ، و ماجرا باز نمود . پيغمبر ( ص ) فرمود براى بار سوم برو . رفت و همان سخن شنيد . راوى گويد در همان حال كه فرعون عرب حرف مىزد ابرى بالاى سرش آمد و صاعقه‌اى جست و به جمجمه‌اش زد ، و آيهء فوق نازل گرديد . ابن عباس به روايت ابو صالح و ابن جريح و ابن زيد گفته است آيهء مورد بحث پيش از آن دربارهء عامر بن طفيل و اربد بن ربيعه نازل شده است كه براى سوء قصد به پيغمبر ( ص ) نزديك شدند . يكى از اصحاب گفت يا رسول اللّه اين عامر بن طفيل قصد ترا دارد . فرمود [ اگر ] خدا براى وى خير و هدايت اراده كرده ؛ مانعش مشو . عامر پيش آمد تا بالاى سر پيغمبر ( ص ) ايستاد و پرسيد يا محمد ( ص ) اگر من مسلمان شوم چه به من مىرسد ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود در سود و زيان همانند ديگر مسلمانان هستى . عامر گفت آيا مرا جانشين خود مىسازى ؟ فرمود نه ؛ و اين در اختيار من نيست و بر خدا است كه هر كه را خواهد برگزيند . عامر گفت : پس مرا بر صحرا مىگمارى و شهر ترا باشد ؟ فرمود نه . عامر پرسيد : پس چه به من وامىگذارى ؟ فرمود : براى جهاد در راه خدا عنان اسبان را به تو مىسپارم . عامر گفت اينكه در اختيار من بوده است . و عامر به اربد سفارش كرده بود كه چون مرا مشغول صحبت با محمد ديدى از پشت سرش بيا و با شمشير به دو حمله كن . در بين بگو مگوى عامر با پيغمبر ( ص ) اربد از پشت در آمد كه پيغمبر ( ص ) را مضروب سازد . يك وجب از شمشيرش شكسته شد و در غلاف گير كرد و اربد نتوانست شمشير را بر كشد و عامر با او اشاره مىكرد ، كه رسول اللّه ( ص ) متوجه شد ، و اربد را ديد كه با شمشير خود ور مىرود . فرمود خدايا هرطور ارادهء توست مرا از او حفظ و كفايت كن ؛ و در آن روز تابستانى صاف ، خدا صاعقه‌اى بر اربد فرستاد و سوزانيدش . و عامر در حال گريز گفت يا محمد ( ص ) از پروردگارت خواستى و اربد را كشت . به خدا اين صحرا را از اسبان كوتاه موى و سپاهيان جوان پر مىكنم . پيغمبر ( ص ) پاسخ داد خداى تعالى و اوس و خزرج جلو ترا مىگيرند . و عامر شب را در خانهء زنى از بنى سلول گذرانيد و صبح اسلحه بر گرفته بيرون آمد و مىگفت : قسم به لات اگر محمد و رفيقش يعنى ملك الموت در صحرا بر من ظاهر شوند با نيزه سوراخ سوراخشان مىكنم .
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 144 | الواحدي النيسابوري / ذكاوتى قراگزلو