رسالهء اوّل
( 1 ) صفحهء 89 ، سطر 6 تا سطر 19 : بهجاى فصل هفتم
U
مطلب زير دارد : اول غاذيه است ، و آن قوتى است كه متصرف باشد در معده ، غذا را به اجزا و اعضا متغذى مىرساند بر وجهى كه شبه جوهر متغذى را نگاه دارد ، و اگر نه او بودى ، نمو حاصل نشدى . و نيز پس ازين تشريح عرق و تحلل اجزا ، گر غذا نو نبودى ، وجود و نمو مصور نشدى . دوم ناميه ؛ و غاذيه خدمتكار ناميه است ؛ و آن قوتيست كه باليدن به دو تعلق دارد ، و او بهسبب مقدار هريكى در بزرگ و زيادت شدن نگاه دارد . سوم مولده ، و غاذيه و ناميه هر دو خدمتكاران مولدهاند . و آن قوتى است كه فضلهء آن ماده بستاند ، چنانكه لايق است تا از آن فضله شخصى ديگر پديد آرد . و اين قوت در بعضى نبات به يك شخص تعلق دارد ، و در بعضى به دو شخص ، چنانكه خرما كه تا از نرماده را گشن ندهند بار نيارد ، و در حيوانات به دو شخص تعلق دارد ، فعل به نر و انفعال به ماده . و غاذيه محتاج است به قوتى چند ديگر : اول جاذبه ، و آن قوتى است كه طعام را به خود كشد ، دوم هاضمه و آن قوتى است كه طعام را بگذارد ، و مستعد آن گرداند كه غاذيه در او تصرف ( كند ) ، سوم ماسكه ، و آن قوتى است كه طعام را بگيرد ، تا هاضمه هضم كند ؛ چهارم دافعه ، و آن قوتى است كه آنچه كثيف است از لطيف جدا كند ، و بغل به در اندازد .
و بدانك در حيوانات چند چيز مىبينى كه در نبات نمىبينى ، چون مدركى ، و محركى بر دو قسم است ، قسمى را شهوانى خوانند ، و قسمى را غضبى . و شهوانى قوتى است كه