بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين و العاقبة للمتّقين ، و الصلاة و السلام على انبيائه و اوليائه خير خلقه ، و على آلهم و اصحابهم الطيّبين الطاهرين .
( 1 ) امّا بعد ، چنين گويد اضعف ضعفا و خادم فقرا ، عزيز بن محمّد النسفى ، كه اهل منزل هشتم را اهل معرفت مىگويند . و اهل معرفت قومى بهغايت بزرگاند ؛ چنانكه صفت بزرگى ايشان است ، نتوانستم كردن .
( 3 ) اى درويش ! اهل معرفت ، كه اهل منزل هشتماند ؛ قومىاند ، كه سالهاى بسيار در خدمت مشايخ رياضات و مجاهدات كشيدهاند ، و علم صورت و علم معنى حاصل كردهاند ، و گمان بردهاند كه به خداى رسيدند ، و خداى را شناختند ، آنگاه بعد از هفتاد سال دانستند كه هيچ نمىدانند ، و هرچه مىدانستند ، معلوم ايشان گشت كه همه خيال و پندار بود ؛ خود را نادان ، و عاجز ، و بيچاره ديدند ، و به عجز و نادانى خود اقرار كردند ، و با خلق عالم به يكبار صلح كردند ، خلق عالم را همچون خود عاجز و بيچاره ديدند ، و از اعتراض و انكار آزاد گشتند ، و راضى و تسليم . و اين را مقصد دانستند ، يعنى دانستند كه مقصد سالكان آن است ، كه بعد از دانايى كه هيچ نمىدانند ، چون به يقين دانستند كه هيچ نمىدانند ، به مقصد رسيدند و مقصود حاصل كردند .
( 4 ) اى درويش ! بدانكه اهل معرفت مدتها در ميان علما بودهاند ، و مدتها در ميان حكما بودهاند ، و مدتها در ميان اهل تناسخ بودهاند ، و مدتها در ميان اهل
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٤٠٩