خليفهء خداى است . در عالم كبير عقل اوّل رسول خداى است ، و در عالم صغير عقل آدمى رسول خداى است . در عالم كبير عقل اوّل ملك مقرّب است ، و در عالم صغير عقل آدمى ملك مقرّب است . در عالم كبير عقل اوّل قلم خداى است ، و در عالم صغير عقل آدمى قلم خداى است . در عالم كبير عقل اوّل آدم است ، و در عالم صغير عقل آدمى آدم است .
( 7 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه عقل آدمى در ظاهر دو صورت دارد ، يكى زبان و يكى دست . زبان مظهر علم است ، و دست مظهر عمل است . 391 حكمتهاى نظرى و نكتههاى معقول از زبان ظاهر مىشود ، و حكمتهاى عملى و صنعتهاى محسوس از دست پيدا مىآيد . زبان سخن عقل به حاضران مىرساند ، و كتاب سخن عقل به غايبان مىبرد .
( 8 ) اى درويش ! علم و قدرت عقل آدمى جز بهواسطهء اين دو صورت ظاهر نمىشوند . و اينچنين كه در عالم صغير دانستى ، در عالم كبير نيز همچنين مىدان . عقل اوّل درين عالم سفلى دو صورت دارد ، يكى نبى و يك سلطان . نبى مظهر علم است و سلطان مظهر قدرت است . نبى مظهر لطف است و سلطان مظهر قهر است . و علم و قدرت عقل اوّل جز بهواسطهء اين دو صورت ظاهر نمىشوند .
( 9 ) اى درويش ! نبى صورت عقل اوّل است ، و ازين جهت فرمود كه
« انّ اللّه تعالى خلق آدم على صورته »
يعنى « على صورة آدم . » عقل اوّل اوّل موجودات است و آدم مخلوقات است ، و آدم خاكى اوّل آدميان و آدم فرزندان است . اين آدم را بر صورت آن آدم آفريد ، و اين عزيز از سر همين نظر مىفرمايد :
بيت
آن پادشاه اعظم در بسته بود محكم * پوشيد دلق آدم ، آنگاه بر در آمد
از جهت آنكه آن آدم گوياست ، و اين آدم هم گوياست ؛ و آن آدم معلّم است ، و اين آدم هم معلّم است ؛ و آن آدم خليفه است ، و اين آدم هم خليفه است . اين است معنى
« انّ اللّه تعالى خلق آدم على صورته »
. ( 10 ) تا سخن دراز نشود ، و از مقصود بازنمانيم ، چنانكه زبان صورت عقل آدمى است ، آدم صورت عقل اوّل است . و اين مخصوص به آدم نيست ، جملهء انبيا صورت عقل اوّلاند . و ازين جهت فرمود 392 كه
« اوّل ما خلق اللّه روحى »
، و ديگر فرمود كه
« اوّل ما