بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين و العاقبة للمتّقين ، و الصلاة و السلام على انبيائه و اوليائه خير خلقه ، و على آلهم و اصحابهم الطيّبين الطاهرين .
( 1 ) امّا بعد ، چنين گويد اضعف ضعفا و خادم فقرا ، عزيز بن محمّد النسفى ، كه جماعت درويشان - كثّرهم اللّه - ازين بيچاره درخواست كردند ، كه مىبايد كه در بهشت و دوزخ رسالهئى جمع كنيد . و بيان كنيد كه حقيقت بهشت و دوزخ چيست ، و حقيقت خوشى و ناخوشى چيست ؛ و بيان كنيد كه بهشت و دوزخ چند است ، و كدام بهشت بود كه آدم و حوّا در آن بهشت بودند ، و كدام درخت بود كه چون به آن درخت نزديك شدند ، از آن بهشت بيرون آمدند . درخواست ايشان را اجابت كردم و از خداى تعالى مدد و يارى خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد : « انّه على ما يشاء قدير و بالاجابة جدير » .
( 2 ) اى درويش ! پيش ازين آدم و حوّايى بوده است ، و قصّهء ايشان معروف است ؛ و حاليا به نقد در ما آدمى و حوّايى هست . و بعد ازين بهشتى و دوزخى خواهد بود ، و قصّهء آنهم مشهور است . و حاليا در ما به نقد بهشتى و دوزخى هست اوّل آنچه 299 در ماست درين رساله بيان كنيم ، آنگاه آنچه بيرون ماست در رسالهئى ديگر تقرير كنيم
« وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ »
.