مُوقِنِينَ . قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ . قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ . قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ . قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ »
.
( 31 ) اى درويش ! فرعون قصدا اين سؤال مىكرد كه تا موسى را پيش قوم خجل كند ، كه فرعون مىدانست كه از ذات خدا خبر نتوان دادن .
( 32 ) اى درويش ! فرعون دانا بود ، و خدا را مىشناخت و موسى را مىدانست كه پيغمبر است ، و مع ذلك مىگفت
« إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ »
و انكار موسى نمىكرد ، امّا با موسى مىگفت كه من بزرگترم از تو ، از جهت آنكه تو علم دارى و قدرت ندارى ، من هر دو دارم ، و تربيت خلق بهتر از تو مىكنم
« فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
297 : « اعلى » دليل است بر آنكه دعوى بزرگترى مىكرد ، نه انكار موسى مىكرد .
فصل نهم در بيان نصيحت
( 33 ) اى درويش ! بزرگ و كوچك را عزيز دار ، تا بزرگ و كوچك تو را عزيز دارند . و دوست و دشمن را تواضع كن ، تا دوست ، دوستتر گردد ، و دشمن ، دشمنتر نگردد ، بلكه دوست شود . عادت خاصّ آن است كه هرچند دوستى و محبّت زياده مىشود ، آداب و نگاه داشت زياده مىكنند : و عادت عوامّ آن است كه هرچند دوستى و محبّت زياده مىشود ، آداب و نگاه داشت كمتر مىكنند . و اين عادت بد است ، از جهت آنكه بهجايى رسد كه دوستى به دشمنى مبدّل گردد .
( 34 ) اى درويش ! تحمّل از همه ، و تواضع با همه ، و عزّت داشت همه ، و شفقت بر همه ، اخلاق انبيا و اولياست .
( 35 ) اى درويش ! ظاهر خود را به ديگران مانند ده ، و آنچنان كه ديگران زندگانى مىكنند ، توهم مىكن كه سيرت اوليا اين است ، و قبّهء اوليا اين است ، جمله در زير اين قبّهاند .
( 36 ) اى درويش ! اگر تو را با خدا معاملهاى هست ، آن احوال دل است ، و كس را برآن اطلاع نيست . ترقّى و عروج به اندرون تعلّق دارد ، و امتياز تو از ديگران به اندرون است ، نه به بيرون . و امتياز زرّاقان از ديگران به بيرون است ، نه به اندرون .
( 37 ) اى درويش ! هركه خود را انگشتنماى خلق كرده ، خود را شيخى و زهد