لوح محفوظ خاصّ است ، از جهت آنكه عالم ملكوت جمله در عقل اوّل پيدا بودند و از وى پيدا آمدند . سوّم فلك اوّل است كه فلك الافلاك است ؛ و فلك اوّل لوح محفوظ خاصّ است ، از جهت آنكه عالم ملك جمله در فلك اوّل بودند ، و از وى پيدا آمدند .
چهارم نطفهء آدمى است ، و نطفه لوح محفوظ عالم صغير است ، از جهت آنكه هر چيز كه در عالم صغير موجود شدند ، آن جمله در نطفهء وى موجود بودند . لوح محفوظ اوّل رقّ منشور است ، و دوّم بيت معمور است ، و سوّم سقف مرفوع است ، و چهارم بحر مسجور است .
( 4 ) چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر ازين بگويم . بدانكه مفردات ، كه آبا و امّهات است ، لوح محفوظ و كتاب خداىاند . و هر چيز كه در مركّبات ، كه مواليد است ، بود و هست و خواهد بود ، جمله درين لوح محفوظ و كتاب خداى نوشته است ، و هيچ چيز نيست كه درين كتاب خداى ننوشته است :
« وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
.
( 5 ) اى درويش ! اگرچه مواليد هم كتاب خداىاند ، امّا مواليد كتاب پيدااند ، و آبا و امّهات كتاب پيداكنندهاند ؛ و هر چيز كه در كتاب پيداكننده نوشته است ، درين كتاب پيدا آن پيدا مىآيد . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر ازين بهعبارت ديگر بگويم .
فصل دوّم در بيان افلاك و انجم 214
( 6 ) بدانكه افلاك و انجم لوح محفوظ و كتاب خداىاند ، و هر چيز كه بود و هست و خواهد بود ، جمله درين لوح محفوظ و كتاب خداى نوشته است ، و قلم خشك گشته است : « فرغ الربّ من الخلق و الرزق و الاجل » ، و هيچچيز نيست كه در كتاب خداى ننوشته است :
« وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
. و هر چيز كه در لوح محفوظ و كتاب خداى نوشته است ، درين عالم سفلى آن چيز ظاهر خواهد شد . و هر چيز كه در لوح محفوظ و كتاب خداى نوشته است ، هيچكس را برآن اطلاع نيست . منجّمان استراق سمع مىكنند و چيزى از آن درمىيابند ، و با مردم مىگويند ؛ و شهاب ثاقب شرع است كه بر ايشان مىزند تا مطعون شوند
« كذب المنجّم و ربّ الكعبة »
، « من آمن بالنجوم فقد