اسير مىشود ، حكم او كشتن است . برخى ديگر از فقها گفتهاند : امر او مربوط به امام است ، پس اگر خواست او را به قتل برساند يا زنده نگه دارد .
2 - بعداز پايان جنگ ، امام اختيار دارد كه اسير را بدون فديه و غرامت ، يا با فديه و غرامت آزاد كند ، طبق آنچه در آيهء 4 سورهء محمّد ( كه در آغاز اين بخش ذكر شد ) آمده است .
البتّه در حديث شريف راه ديگرى يعنى برده گرفتن اسيران نيز وارد شده است .
3 - زنان و كودكان كشته نمىشوند ، بلكه به گفتهء فقها به بردگى گرفته مىشوند .
4 - اگر اسير ، مسلمان شد ، كشته نمىشود ولى ساير احكام اسارت از او ساقط نمىگردد .
5 - براى اسير بايد خوراكى و آشاميدنى داده شود و همهء حقوق او مراعات گردد ، زيرا اسلام ، اسير را يك انسان قابل اصلاح مىداند و دراين رابطه اسلام از همهء دنيا ، پيشگام بوده است .
6 - اگر دولت اسلامى ، پيمانهاى بين المللى دربارهء اسيران جنگى را امضا كرده باشد ، بايد به آنها مقيّد و متعهّد باشد همانطور كه به ساير قراردادها و پيمانها متعهّد و پايبند است .
7 - پيمانهاى بين المللى كسى را اسير جنگى مىشناسد كه جنگجوى نظامى باشد كه تسليم شده است چه سرباز وظيفه باشد يا سرباز احتياط يا داوطلب و يا از نيروهاى ويژه و كماندو ، امّا جاسوسان دشمن ، اسير جنگى محسوب نمىشوند .
احكام جهاد (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: دانش
ص٢٦٠