بدست آورند ، از جوايز مادى ( پول يا مرخّصىهاى طولانى ) يا معنوى ( ارتقاى رتبهء نظامى ) بهرهمند خواهند شد ، و گاهى هم اراضى فتح شده يا غنايم بدست آمده ، ملك آنان قرار داده مىشود و گاهى هم چيزهاى ديگرى در نظر گرفته مىشود .
2 - قرار دادن شىء مجهول به عنوان پاداش مانند قسمتى از غنايم دارالحرب هم جايز است ، و گاهى هم منفعت چيزى مثل محصولات اراضى مفتوحه براى مدّتى به عنوان مزد يا پاداش در نظر گرفته مىشود .
3 - اگر مزد و يا جايزه در نزد جاعل ( پاداش دهنده ) موجود باشد و به فتح و پيروزى بستگى نداشته باشد به مجرّد اينكه شخص عامل به آن كار اقدام كند ، مستحقّ آن مزد مىشود ، پس اگر فرمانده بگويد : كسى كه مرا به شكاف اين قلعه ( راه نفوذ و ورود ) راهنمايى كند ، هزار دينار به او مىدهم ، بر او واجب است كه اين مبلغ را فوراً پرداخت كند براى كسى كه او را راهنمايى كرده است ، امّا اگر آن مزد در مال دشمن قرار داشته باشد ، مثل بعضى از غنايم جنگى ، بعداز تحقّق فتح و پيروزى ، مستحقّ آن مىشود ، امّا اگر جاعل به آن مالى كه پاداش قرار داده شده اصلًا دست نيافت مثل اينكه مسلمانان با دشمن مصالحه كردند و غنيمتى در كار نبود ، بر فرمانده است كه شخص عامل را راضى كند يا از اشخاص عادلى ، بخواهد كه داورى كنند تا مقدار حق او را تشخيص بدهند و پرداخت شود .
احكام جهاد (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: دانش
ص٢٥٥