2 - از سلاح بايد به همان اندازه استفاده شود كه پيروزى ، با كمترين مقدار ممكن از ويرانى و كشتار ، تحقّق يابد .
3 - از سلاحهايى كه زمين را به تباهى بكشاند يا بىگناهان را نابود كند ، استفاده نمىشود ، و از سلاحهاى كشتار جمعى مانند اسلحهء اتمى و بيولوژيك و شيميايى بايد پرهيز شود مگر در هنگام ضرورت ، مانند اينكه :
الف - دشمن از آن سلاحها استفاده كند .
ب - استفاده نكردن از آن سلاحها ، باعث ضرر و فساد بيشترى شود و مسلمانان چارهاى جز استفاده از اين سلاحها را نداشته باشند .
4 - محاصرهء اقتصادى دشمن ، بستن راههاى كمك رسانى و درهم كوبيدن دژها وقلعههاى دشمن با توپخانه و غيره ، مانعى ندارد در صورتى كه موجب پيروزى شود .
5 - تا جايى كه امكان دارد از قطع درختان و آتش زدن مزارع اجتناب گردد .
6 - افراد غير نظامى مانند پيرمردان ، زنان ، كودكان ، ديوانگان و كسانى كه براى عبادت به قلّههاى كوهها پناه بردهاند ، كشته نمىشوند .
7 - اگر دشمن از زنان ، كودكان و اسراى مسلمان به عنوان سپر انسانى استفاده كند از كشتن آنان صرف نظر مىشود ، مگر در صورت ضرورت مانند شدّت يافتن جنگ و توقّف پيروزى بر دشمن بر زدن آنان . معيار كلّى اين است كه ميزان ضرورت در هر جنگى نسبت به حجم تلفات و فوايد پيروزى ، محاسبه وارزيابى شود .
احكام جهاد (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: دانش
ص٢٤١