4 - رهبر براى تحقّق اهداف امّت ، قبل از اتّخاذ تصميم جنگ ، راههاى مسالمتآميز را جستجو مىكند ، و اگر دشمن به مسالمت و صلح گردن نهاد ، مسلمانان نيز با توكّل بر خدا به صلح تن مىدهند .
5 - رهبر پيش از اعلان جنگ ، امكانات فتح و پيروزى و توانايىهاى مسلمانان را مطالعه و بررسى مىكند . پس اگر ديد امّت از نظر تمرين و آموزش نظامى يا از نظر سلاح و ابزار نظامى و غيره ضعيف و ناتوان است ، اعلان جنگ را به تأخير مىاندازد .
6 - همانطور كه تصميم آغاز جنگ بدست ولىّ امر شرعى است ، تصميمات جزئى جنگ كه بايد از سوى او اتّخاذ شود نيز به عهدهء اوست يا كسى كه رهبر ، صلاحيت خود را به حسب درجات و مراتب نظامى به او تفويض كرده باشد .
7 - قوانين و ضوابطى كه در جنگهاى جديد به اجرا گذاشته مىشود ، در صورتى كه به يك اصل فقهى لازمالاتّباع منتهى شود ، واجبالاجراء است .
منظور از اصل فقهى ، اصولى از قبيل : ولايت الهى در جنگ ، تعهّد به ميثاقها و معاهدات و حرمت عهدشكنى و خيانت است .
احكام جهاد (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: دانش
ص٢٣٢