4 - روايت شده كه حضرت على عليه السلام مشغول سخنرانى بود پس مردى سخنان امام را قطع كرده و گفت : اى اميرالمؤمنين ! از مردهء زندگان براى ما سخن بگو . پس حضرت سخنرانى را قطع كرد و فرمود :
« منكر للمنكر بقلبه ولسانه ويده ، فخلال الخير حصّلها كلّها ، و منكر للمنكر بقلبه ولسانه وتارك له بيده ، فخصلتان من خصال الخير ، و منكر للمنكر بقلبه وتارك بلسانه ويده ، فخلّة من خلال الخير حاز ، وتارك للمنكر بقلبه ولسانه ويده ، فذلك ميّت الأحياء » « 1 » . ثمّ عاد إلى خطبته .
« كسى كه منكر را با قلب و زبان و دستش انكار كند ، همه خصلتهاى خوب و نيك را به دست آورده است ، كسى كه تنها با قلب و زبانش انكار كند و انكار با دست را ترك نمايد ، دو خصلت از خصال خير را بدست آورده است ، و كسى كه تنها با قلبش انكار كند و انكار زبانى و با دست را ترك گويد ، تنها يك خصلت خير را حائز شده است . امّا كسى كه انكار با قلب و زبان و دست را ترك گفته باشد ، او مردهاى بين زندگان است . »
حضرت پس به ادامه خطابه بازگشت .
5 - از پيامبر اسلام روايت شده كه فرمود :
« من رأى منكم منكراً فليغيّره بيده ، فإن لم يستطع فبلسانه ، فإن لم يستطع فبقلبه
، ليس وراء ذلك شيء من الإيمان » . وفي رواية : « إنّ ذلك أضعف الإيمان » « 2 » .
« هر كسى از شما كه منكرى را ببيند بايد با دستش مانع از آن شود ، و اگر نتواند پس با زبانش و اگر نتواند پس با قلبش و گرنه ايمان نخواهد داشت و در روايتى آمده : اين ( انكار به قلب ) ضعيفترين درجهء ايمان است . »
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 190 ، حديث 2 .
( 2 ) - همان ، ص 192 ، حديث 7 .