امّا اگر اعراض از آنان باعث گمراهى و كورى و طغيان بيشتر آنها گردد و در اختلاط و معاشرت با آنان ، گمان اصلاح برود ، حكمت ايجاب مىكند كه تعامل و ارتباط با آنان برقرار بماند .
4 - مرتبهء دوم نفى منكر به واسطهء درخواست مؤكّد است كه انكار به زبان ناميده مىشود ، و آن اعمّ از لفظ ( سخن گفتن ) ، نوشته ، اشاره و مانند آن است و ضابطهء آن اين است كه امر و نهى ناميده شود .
5 - فقها گفتهاند لازم است در ابلاغ حكم شرع ، از مرحلهء آسانتر و ملايمتر آغاز شود و به تدريج ادامه يابد ، پس اگر اشاره كافى باشد ، لازم نيست سخن بگويد ، و اگر سخن ملايم و نيكو كافى باشد ، تند و خشن نگويد ، و اگر منع زبانى كفايت كند نبايد دست دراز كند و هكذا . . . و احوط رعايت حكمت است ، ولى امر و نهى بطور مطلق جايز است مگر اينكه موجب حرام ديگرى شود از قبيل اهانت ناروا به مؤمن ، و يا باعث زيان و فساد گردد .
6 - فقها اجازه دادهاند كه اگر انكار با زبان ، خطاكار را از گناه بازنداشت ، از زور در مقابل او استفاده شود با رعايت مراتب آسانتر وآسانتر ، پس در ابتدا بين او و بين منكر حايل شود ، مثل گرفتن دست او از جام شراب يا زدن ناروا و اگر حايل شدن ، كفايت نكرد ، به شكستن ابزار منكر ( ريختن شراب و شكستن وسايل قمار ) اقدام كند ، و اگر باز هم اصلاح نشد به اندازهء نياز ، به زدن او اقدام نمايد ولى احتياط مقتضى است كه در همهء اين موارد ، و براى تعيين مقدار واجب در هر زمان و مكانى ، به فقيه مراجعه شود و خود اشخاص بطور مستقيم به اين مرتبه ( استفاده از زور ) مبادرت نكنند تا از فتنه پرهيز شود ، نظم و امنيّت در جامعه حفظ گردد .
7 - اگر منكر از فواحش و گناهان كبيره باشد مانند قتل نفس محترمه ،
احكام جهاد (فارسى) — صفحة 196
مساهمون: دانش
ص١٩٦