تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
اما آنچه پرسيدند از حديث آن ملك جهودان كه نام او بتورات اندر يافتند و صفت او بكردند . پيغامبر عليه السّلام گفت آن دجّال است و شما ازو ترسيد . و از علامتهاى آخر زمان يكى بيرون آمدن اوست . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه بگو تا گور سليمان كجاست ، و كى بودند كه آنجا رسيدند از آدميان . گفت گور سليمان بميان هفت دريا اندر است . و اين قصّه بجاى خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه كبود از آدميان كه بخداى تعالى انباز گرفت و بدين جهان اندر بهشتى بكرد . گفت آن شدّاد بن عاد بود . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه آن بهشت كجا بود ، و اكنون كجاست ، و كى رسيد آنجا ، و خبر آن كى آورد ، و صفت آن چيست . پيغامبر بگفت . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه اول بنا بر پشت زمين كدام بودست . پيغامبر عليه السّلم گفت بيت المعمور . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه اوّل كسى كى بود كه آتش پرستيد ، و اوّل كسى كى بود كه خون ناحق ريخت ، و اول كسى كى بود كه شراب مست كننده خورد [ و رودها جنبانيد و پوستها بر بست و بزد . پيغامبر ( ع ) گفت آن هر سه كار قابيل بن آدم كرد ] « 1 » ، و اصل اين كار ازو خاست . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه اول كسى كه بت پرستيد « 2 » . گفت اين
هامش
( 1 ) ( پا ) ( 2 ) پرستيد كى بود . ( پا )